الشعراء

الشعراء

سوره 26 · مکی · 227 آیه · ترتیب نزول: 47

خط
ترجمه‌ها

روی یک کلمهٔ عربی بزنید تا خوانش، ساختار و ریشهٔ آن باز شود.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
  1. محمدمهدی فولادوندطا، سين، ميم.
  1. محمدمهدی فولادونداين است آيه‌هاى كتاب روشنگر.
  1. محمدمهدی فولادوندشايد تو از اينكه [مشركان‌] ايمان نمى‌آورند، جان خود را تباه سازى.
  1. محمدمهدی فولادونداگر بخواهيم، معجزه‌اى از آسمان بر آنان فرود مى‌آوريم، تا در برابر آن، گردنهايشان خاضع گردد.
  1. محمدمهدی فولادوندو هيچ تذكر جديدى از سوى [خداى‌] رحمان برايشان نيامد جز اينكه همواره از آن روى برمى‌تافتند.
  1. محمدمهدی فولادوند[آنان‌] در حقيقت به تكذيب پرداختند، و به زودى خبر آنچه كه بدان ريشخند مى كردند، بديشان خواهد رسيد.
  1. محمدمهدی فولادوندمگر در زمين ننگريسته‌اند كه چه قدر در آن از هر گونه جفتهاى زيبا رويانيده‌ايم؟
  1. محمدمهدی فولادوندقطعاً در اين [هنرنمايى‌] عبرتى است و[لى‌] بيشترشان ايمان‌آورنده نيستند.
  1. محمدمهدی فولادوندو در حقيقت، پروردگار تو همان شكست‌ناپذير مهربان است.
  1. محمدمهدی فولادوندو [ياد كن‌] هنگامى را كه پروردگارت موسى را ندا درداد كه به سوى قوم ستمكار برو:
  1. محمدمهدی فولادوندقوم فرعون؛ آيا پروا ندارند؟!
  1. محمدمهدی فولادوندگفت: «پروردگارا، مى‌ترسم مرا تكذيب كنند،
  1. محمدمهدی فولادوندو سينه‌ام تنگ مى‌گردد، و زبانم باز نمى‌شود، پس به سوى هارون بفرست.
  1. محمدمهدی فولادوندو [از طرفى‌] آنان بر [گردن‌] من خونى دارند و مى‌ترسم مرا بكشند.»
  1. محمدمهدی فولادوندفرمود: «نه، چنين نيست؛ نشانه‌هاى ما را [براى آنان‌] بِبَريد كه ما با شما شنونده‌ايم.»
  1. محمدمهدی فولادوندپس به سوى فرعون برويد و بگوييد: «ما پيامبر پروردگار جهانيانيم،
  1. محمدمهدی فولادوندفرزندان اسرائيل را با ما بفرست.»
  1. محمدمهدی فولادوند[فرعون‌] گفت: «آيا تو را از كودكى در ميان خود نپرورديم و ساليانى چند از عمرت را پيش ما نماندى؟
  1. محمدمهدی فولادوندو [سرانجام‌] كار خود را كردى، و تو از ناسپاسانى.»
  1. محمدمهدی فولادوندگفت: «آن را هنگامى مرتكب شدم كه از گمراهان بودم،
  1. محمدمهدی فولادوندو چون از شما ترسيدم، از شما گريختم، تا پروردگارم به من دانش بخشيد و مرا از پيامبران قرار داد.
  1. محمدمهدی فولادوندو [آيا] اينكه فرزندان اسرائيل را بنده [خود] ساخته‌اى نعمتى است كه منّتش را بر من مى‌نهى؟»
  1. محمدمهدی فولادوندفرعون گفت: «و پروردگار جهانيان چيست؟»
  1. محمدمهدی فولادوندگفت: «پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است-اگر اهل يقين باشيد.»
  1. محمدمهدی فولادوند[فرعون‌] به كسانى كه پيرامونش بودند گفت: «آيا نمى‌شنويد؟»
  1. محمدمهدی فولادوند[موسى دوباره‌] گفت: «پروردگار شما و پروردگار پدران پيشين شما.»
  1. محمدمهدی فولادوند[فرعون‌] گفت: «واقعاً اين پيامبرى كه به سوى شما فرستاده شده، سخت ديوانه است.»
  1. محمدمهدی فولادوند[موسى‌] گفت: «پروردگار خاور و باختر و آنچه ميان آن دو است-اگر تعقّل كنيد.»
  1. محمدمهدی فولادوند[فرعون‌] گفت: «اگر خدايى غير از من اختيار كنى قطعاً تو را از [جمله‌] زندانيان خواهم ساخت.»
  1. محمدمهدی فولادوندگفت: «گر چه براى تو چيزى آشكار بياورم؟»
  1. محمدمهدی فولادوندگفت: «اگر راست مى‌گويى آن را بياور.»
  1. محمدمهدی فولادوندپس عصاى خود بيفكند و بناگاه آن اژدرى نمايان شد.
  1. محمدمهدی فولادوندو دستش را بيرون كشيد و بناگاه آن براى تماشاگران سپيد مى‌نمود.
  1. محمدمهدی فولادوند[فرعون‌] به سرانى كه پيرامونش بودند گفت: «واقعاً اين ساحرى بسيار داناست.
  1. محمدمهدی فولادوندمى‌خواهد با سحر خود، شما را از سرزمينتان بيرون كند، اكنون چه رأى مى‌دهيد؟»
  1. محمدمهدی فولادوندگفتند: «او و برادرش را در بند دار و گردآورندگان را به شهرها بفرست،
  1. محمدمهدی فولادوندتا هر ساحر ماهرى را نزد تو بياورند.»
  1. محمدمهدی فولادوندپس ساحران براى موعدِ روزى معلوم گردآورى شدند.
  1. محمدمهدی فولادوندو به توده مردم گفته شد: «آيا شما هم جمع خواهيد شد؟
  1. محمدمهدی فولادوندبدين اميد كه اگر ساحران غالب شدند از آنان پيروى كنيم؟»
  1. محمدمهدی فولادوندو چون ساحران پيش فرعون آمدند، گفتند: «آيا اگر ما غالب آييم واقعاً براى ما مزدى خواهد بود؟»
  1. محمدمهدی فولادوندگفت: «آرى، و در آن صورت شما حتماً از [زمره‌] مقرّبان خواهيد شد.»
  1. محمدمهدی فولادوندموسى به آنان گفت: «آنچه را شما مى‌اندازيد بيندازيد.»
  1. محمدمهدی فولادوندپس ريسمانها و چوبدستى‌هايشان را انداختند و گفتند: «به عزّت فرعون كه ما حتماً پيروزيم.»
  1. محمدمهدی فولادوندپس موسى عصايش را انداخت و بناگاه هر چه را به دروغ برساخته بودند بلعيد.
  1. محمدمهدی فولادونددر نتيجه، ساحران به حالت سجده درافتادند.
  1. محمدمهدی فولادوندگفتند: «به پروردگار جهانيان ايمان آورديم:
  1. محمدمهدی فولادوندپروردگار موسى و هارون.»
  1. محمدمهدی فولادوندگفت: « [آيا] پيش از آنكه به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد؟ قطعاً او همان بزرگ شماست كه به شما سحر آموخته است. به زودى خواهيد دانست. حتماً دستها و پاهاى شما را از چپ و راست خواهم بريد و همه‌تان را به دار خواهم آويخت.»
  1. محمدمهدی فولادوندگفتند: «باكى نيست، ما روى به سوى پروردگار خود مى‌آوريم.
  1. محمدمهدی فولادوندما اميدواريم كه پروردگارمان گناهانمان را بر ما ببخشايد، [چرا] كه نخستين ايمان‌آورندگان بوديم.»
  1. محمدمهدی فولادوندو به موسى وحى كرديم كه: «بندگان مرا شبانه حركت ده، زيرا شما مورد تعقيب قرار خواهيد گرفت.»
  1. محمدمهدی فولادوندپس فرعون مأمورانِ جمع‌آورىِ [خود را] به شهرها فرستاد،
  1. محمدمهدی فولادوند[و گفت:] «اينها عده‌اى ناچيزند.
  1. محمدمهدی فولادوندو راستى آنها ما را بر سر خشم آورده‌اند،
  1. محمدمهدی فولادوندو[لى‌] ما همگى به حال آماده‌باش درآمده‌ايم.»
  1. محمدمهدی فولادوندسرانجام، ما آنان را از باغستانها و چشمه‌سارها،
  1. محمدمهدی فولادوندو گنجينه‌ها و جايگاه‌هاى پر ناز و نعمت بيرون كرديم.
  1. محمدمهدی فولادوند[اراده ما] چنين بود، و آن [نعمتها] را به فرزندان اسرائيل ميراث داديم.
  1. محمدمهدی فولادوندپس هنگام برآمدن آفتاب، آنها را تعقيب كردند.
  1. محمدمهدی فولادوندچون دو گروه، همديگر را ديدند، ياران موسى گفتند: «ما قطعاً گرفتار خواهيم شد.»
  1. محمدمهدی فولادوندگفت: «چنين نيست، زيرا پروردگارم با من است و به زودى مرا راهنمايى خواهد كرد.»
  1. محمدمهدی فولادوندپس به موسى وحى كرديم: «با عصاى خود بر اين دريا بزن.» تا از هم شكافت، و هر پاره‌اى همچون كوهى سترگ بود.
  1. محمدمهدی فولادوندو ديگران را بدانجا نزديك گردانيديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو موسى و همه كسانى را كه همراه او بودند نجات داديم؛
  1. محمدمهدی فولادوندآنگاه ديگران را غرق كرديم.
  1. محمدمهدی فولادوندمسلماً در اين [واقعه‌] عبرتى بود، و[لى‌] بيشترشان ايمان‌آورنده نبودند.
  1. محمدمهدی فولادوندو قطعاً پروردگار تو همان شكست‌ناپذير مهربان است.
  1. محمدمهدی فولادوندو بر آنان گزارش ابراهيم را بخوان.
  1. محمدمهدی فولادوندآنگاه كه به پدر خود و قومش گفت: «چه مى‌پرستيد؟»
  1. محمدمهدی فولادوندگفتند: «بتانى را مى‌پرستيم و همواره ملازم آنهاييم.»
  1. محمدمهدی فولادوندگفت: «آيا وقتى دعا مى‌كنيد، از شما مى‌شنوند؟
  1. محمدمهدی فولادونديا به شما سود يا زيان مى‌رسانند؟»
  1. محمدمهدی فولادوندگفتند: «نه، بلكه پدران خود را يافتيم كه چنين مى‌كردند.»
  1. محمدمهدی فولادوندگفت: «آيا در آنچه مى‌پرستيده‌ايد تأمّل كرده‌ايد؟
  1. محمدمهدی فولادوندشما و پدران پيشين شما؟
  1. محمدمهدی فولادوندقطعاً همه آنها -جز پروردگار جهانيان- دشمن منند.
  1. محمدمهدی فولادوندآن كس كه مرا آفريده و همو راهنماييم مى‌كند،
  1. محمدمهدی فولادوندو آن كس كه او به من خوراك مى‌دهد و سيرابم مى‌گرداند،
  1. محمدمهدی فولادوندو چون بيمار شوم او مرا درمان مى‌بخشد،
  1. محمدمهدی فولادوندو آن كس كه مرا مى‌ميراند و سپس زنده‌ام مى‌گرداند،
  1. محمدمهدی فولادوندو آن كس كه اميد دارم روز پاداش، گناهم را بر من ببخشايد.»
  1. محمدمهدی فولادوندپروردگارا، به من دانش عطا كن و مرا به صالحان ملحق فرماى،
  1. محمدمهدی فولادوندو براى من در [ميان‌] آيندگان آوازه نيكو گذار،
  1. محمدمهدی فولادوندو مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان،
  1. محمدمهدی فولادوندو بر پدرم ببخشاى كه او از گمراهان بود،
  1. محمدمهدی فولادوندو روزى كه [مردم‌] برانگيخته مى‌شوند رسوايم مكن:
  1. محمدمهدی فولادوندروزى كه هيچ مال و فرزندى سود نمى‌دهد،
  1. محمدمهدی فولادوندمگر كسى كه دلى پاك به سوى خدا بياورد.
  1. محمدمهدی فولادوندو [آن روز] بهشت براى پرهيزگاران نزديك مى‌گردد.
  1. محمدمهدی فولادوندو جهنم براى گمراهان نمودار مى‌شود.
  1. محمدمهدی فولادوندو به آنان گفته مى‌شود: «آنچه جز خدا مى‌پرستيديد كجايند؟
  1. محمدمهدی فولادوندآيا ياريتان مى‌كنند يا خود را يارى مى‌دهند؟
  1. محمدمهدی فولادوندپس آنها و همه گمراهان در آن [آتش‌] افكنده مى‌شوند،
  1. محمدمهدی فولادوندو [نيز] همه سپاهيان ابليس.
  1. محمدمهدی فولادوندآنها در آنجا با يكديگر ستيزه مى‌كنند [و] مى‌گويند:
  1. محمدمهدی فولادوند«سوگند به خدا كه ما در گمراهى آشكارى بوديم،
  1. محمدمهدی فولادوندآنگاه كه شما را با پروردگار جهانيان برابر مى‌كرديم،
  1. محمدمهدی فولادوندو جز تباهكاران ما را گمراه نكردند،
  1. محمدمهدی فولادونددر نتيجه شفاعتگرانى نداريم،
  1. محمدمهدی فولادوندو نه دوستى نزديك.
  1. محمدمهدی فولادوندو اى كاش كه بازگشتى براىِ ما بود و از مؤمنان مى‌شديم.
  1. محمدمهدی فولادوندحقاً در اين [سرگذشت درس‌] عبرتى است و[لى‌] بيشترشان مؤمن نبودند.
  1. محمدمهدی فولادوندو در حقيقت، پروردگار تو همان شكست‌ناپذير مهربان است.
  1. محمدمهدی فولادوندقوم نوح پيامبران را تكذيب كردند.
  1. محمدمهدی فولادوندچون برادرشان نوح به آنان گفت: «آيا پروا نداريد؟
  1. محمدمهدی فولادوندمن براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم؛
  1. محمدمهدی فولادونداز خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد،
  1. محمدمهدی فولادوندو بر اين [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌كنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست.
  1. محمدمهدی فولادوندپس، از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد.»
  1. محمدمهدی فولادوندگفتند: «آيا به تو ايمان بياوريم و حال آنكه فرومايگان از تو پيروى كرده‌اند؟»
  1. محمدمهدی فولادوند[نوح‌] گفت: «به [جزئيات‌] آنچه مى‌كرده‌اند چه آگاهى دارم؟
  1. محمدمهدی فولادوندحسابشان -اگر درمى‌يابيد- جز با پروردگارم نيست.
  1. محمدمهدی فولادوندو من طردكننده مؤمنان نيستم.
  1. محمدمهدی فولادوندمن جز هشداردهنده‌اى آشكار [بيش‌] نيستم.»
  1. محمدمهدی فولادوندگفتند: «اى نوح، اگر دست برندارى قطعاً از [جمله‌] سنگسارشدگان خواهى بود.»
  1. محمدمهدی فولادوندگفت: «پروردگارا، قوم من مرا تكذيب كردند؛
  1. محمدمهدی فولادوندميان من و آنان فيصله ده، و من و هر كس از مؤمنان را كه با من است نجات بخش.»
  1. محمدمهدی فولادوندپس او و هر كه را در آن كشتى آكنده با او بود، رهانيديم؛
  1. محمدمهدی فولادوندآنگاه باقى‌ماندگان را غرق كرديم.
  1. محمدمهدی فولادوندقطعاً در اين [ماجرا درس‌] عبرتى بود، و[لى‌] بيشترشان ايمان‌آورنده نبودند.
  1. محمدمهدی فولادوندو در حقيقت، پروردگار تو همان شكست‌ناپذير مهربان است.
  1. محمدمهدی فولادوندعاديان، پيامبران [خدا] را تكذيب كردند.
  1. محمدمهدی فولادوندآنگاه كه برادرشان هود به آنان گفت: «آيا پروا نداريد؟
  1. محمدمهدی فولادوندمن براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم.
  1. محمدمهدی فولادونداز خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد.
  1. محمدمهدی فولادوندو بر اين [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌كنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست.
  1. محمدمهدی فولادوندآيا بر هر تپه‌اى بنايى مى‌سازيد كه [در آن‌] دست به بيهوده‌كارى زنيد؟
  1. محمدمهدی فولادوندو كاخهاى استوار مى‌گيريد به اميد آنكه جاودانه بمانيد؟
  1. محمدمهدی فولادوندو چون حمله‌ور مى‌شويد [چون‌] زورگويان حمله‌ور مى‌شويد؟
  1. محمدمهدی فولادوندپس، از خدا پروا داريد و فرمانم ببريد.
  1. محمدمهدی فولادوندو از آن كس كه شما را به آنچه مى‌دانيد مدد كرد پروا داريد:
  1. محمدمهدی فولادوندشما را به [دادن‌] دامها و پسران مدد كرد،
  1. محمدمهدی فولادوندو به [دادن‌] باغها و چشمه‌ساران؛
  1. محمدمهدی فولادوندمن از عذاب روزى هولناك بر شما مى‌ترسم.
  1. محمدمهدی فولادوندگفتند: «خواه اندرز دهى و خواه از اندرزدهندگان نباشى براى ما يكسان است.
  1. محمدمهدی فولادونداين جز شيوه پيشينيان نيست.
  1. محمدمهدی فولادوندو ما عذاب نخواهيم شد.»
  1. محمدمهدی فولادوندپس تكذيبش كردند و هلاكشان كرديم. قطعاً در اين [ماجرا درس‌] عبرتى بود، و[لى‌] بيشترشان ايمان‌آورنده نبودند.
  1. محمدمهدی فولادوندو در حقيقت، پروردگار تو همان شكست‌ناپذير مهربان است.
  1. محمدمهدی فولادوندثموديان، پيامبران [خدا] را تكذيب كردند؛
  1. محمدمهدی فولادوندآنگاه كه برادرشان صالح به آنان گفت: «آيا پروا نداريد؟
  1. محمدمهدی فولادوندمن براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم.
  1. محمدمهدی فولادونداز خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد.
  1. محمدمهدی فولادوندو بر اين [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌كنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست.
  1. محمدمهدی فولادوندآيا شما را در آنچه اينجا داريد آسوده رها مى‌كنند؟
  1. محمدمهدی فولادونددر باغها و در كنار چشمه‌ساران،
  1. محمدمهدی فولادوندو كشتزارها و خرمابنانى كه شكوفه‌هايشان لطيف است؟
  1. محمدمهدی فولادوندو هنرمندانه براى خود از كوهها خانه‌هايى مى‌تراشيد.
  1. محمدمهدی فولادونداز خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد.
  1. محمدمهدی فولادوندو فرمان افراطگران را پيروى مكنيد:
  1. محمدمهدی فولادوندآنان كه در زمين فساد مى‌كنند و اصلاح نمى‌كنند.»
  1. محمدمهدی فولادوندگفتند: «قطعاً تو از افسون‌شدگانى.
  1. محمدمهدی فولادوندتو جز بشرى مانند ما [بيش‌] نيستى. اگر راست مى‌گويى معجزه‌اى بياور.
  1. محمدمهدی فولادوندگفت: «اين ماده‌شترى است كه نوبتى از آب او راست و روزى معين نوبت آب شماست.
  1. محمدمهدی فولادوندو به آن گزندى مرسانيد كه عذاب روزى هولناك شما را فرو مى‌گيرد.
  1. محمدمهدی فولادوندپس آن را پى كردند و پشيمان گشتند.
  1. محمدمهدی فولادوندآنگاه آنان را عذاب فرو گرفت. قطعاً در اين [ماجرا] عبرتى است، و[لى‌] بيشترشان ايمان‌آورنده نبودند.
  1. محمدمهدی فولادوندو در حقيقت، پروردگار تو همان شكست‌ناپذير مهربان است.
  1. محمدمهدی فولادوندقوم لوط فرستادگان را تكذيب كردند.
  1. محمدمهدی فولادوندآنگاه برادرشان لوط به آنان گفت: «آيا پروا نداريد؟
  1. محمدمهدی فولادوندمن براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم.
  1. محمدمهدی فولادونداز خدا پروا داريد و فرمانم ببريد.
  1. محمدمهدی فولادوندو بر اين [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌كنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست.
  1. محمدمهدی فولادوندآيا از ميان مردم جهان، با مردها در مى‌آميزيد؟
  1. محمدمهدی فولادوندو آنچه را پروردگارتان از همسرانتان براى شما آفريده وامى‌گذاريد؟ [نه،] بلكه شما مردمى تجاوزكاريد.
  1. محمدمهدی فولادوندگفتند: «اى لوط، اگر دست برندارى، قطعاً از اخراج‌شدگان خواهى بود.»
  1. محمدمهدی فولادوندگفت: «به راستى من دشمن كردار شمايم.
  1. محمدمهدی فولادوندپروردگارا، مرا و كسان مرا از آنچه انجام مى‌دهند رهايى بخش.»
  1. محمدمهدی فولادوندپس او و كسانش را همگى، رهانيديم-
  1. محمدمهدی فولادوندجز پيرزنى كه از باقى‌ماندگان [در خاكستر آتش‌] بود.
  1. محمدمهدی فولادوندسپس ديگران را سخت هلاك كرديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو بر [سر] آنان بارانى [از آتش گوگرد] فرو ريختيم. و چه بد بود باران بيم‌داده‌شدگان.
  1. محمدمهدی فولادوندقطعاً در اين [عقوبت‌] عبرتى است، و[لى‌] بيشترشان ايمان‌آورنده نبودند.
  1. محمدمهدی فولادوندو در حقيقت، پروردگار تو همان شكست‌ناپذير مهربان است.
  1. محمدمهدی فولادونداصحاب ايكه فرستادگان را تكذيب كردند.
  1. محمدمهدی فولادوندآنگاه كه شعيب به آنان گفت: «آيا پروا نداريد؟
  1. محمدمهدی فولادوندمن براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم.
  1. محمدمهدی فولادونداز خدا پروا داريد و فرمانم ببريد.
  1. محمدمهدی فولادوندو بر اين [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌كنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست.
  1. محمدمهدی فولادوندپيمانه را تمام دهيد و از كم‌فروشان مباشيد.
  1. محمدمهدی فولادوندو با ترازوى درست بسنجيد.
  1. محمدمهدی فولادوندو از ارزش اموال مردم مكاهيد و در زمين سر به فساد بر مداريد.
  1. محمدمهدی فولادوندو از آن كس كه شما و خلق [انبوه‌] گذشته را آفريده است پروا كنيد.»
  1. محمدمهدی فولادوندگفتند: «تو واقعاً از افسون‌شدگانى.»
  1. محمدمهدی فولادوند«و تو جز بشرى مانند ما [بيش‌] نيستى، و قطعاً تو را از دروغگويان مى‌دانيم.
  1. محمدمهدی فولادوندپس اگر از راستگويانى، پاره‌اى از آسمان بر [سر] ما بيفكن.»
  1. محمدمهدی فولادوند[شعيب‌] گفت: «پروردگارم به آنچه مى‌كنيد داناتر است.»
  1. محمدمهدی فولادوندپس او را تكذيب كردند، و عذابِ روزِ ابر [آتشبار] آنان را فرو گرفت. به راستى آن، عذاب روزى هولناك بود.
  1. محمدمهدی فولادوندقطعاً در اين [عقوبت درسِ‌] عبرتى است، و[لى‌] بيشترشان ايمان آورنده نبودند.
  1. محمدمهدی فولادوندو در حقيقت، پروردگار تو همان شكست‌ناپذير مهربان است.
  1. محمدمهدی فولادوندو راستى كه اين [قرآن‌] وحى پروردگار جهانيان است.
  1. محمدمهدی فولادوند«روح الامين» آن را بر دلت نازل كرد،
  1. محمدمهدی فولادوندتا از [جمله‌] هشداردهندگان باشى؛
  1. محمدمهدی فولادوندبه زبان عربى روشن،
  1. محمدمهدی فولادوندو [وصف‌] آن در كتابهاى پيشينيان آمده است.
  1. محمدمهدی فولادوندآيا براى آنان، اين خود دليلى روشن نيست كه علماى بنى‌اسرائيل از آن اطّلاع دارند؟
  1. محمدمهدی فولادوندو اگر آن را بر برخى از غير عرب زبانان نازل مى‌كرديم،
  1. محمدمهدی فولادوندو پيامبر آن را برايشان مى‌خواند به آن ايمان نمى‌آوردند.
  1. محمدمهدی فولادونداين گونه در دلهاى گناهكاران، [انكار را] راه مى‌دهيم:
  1. محمدمهدی فولادوندكه به آن نگروند تا عذاب پردرد را ببينند،
  1. محمدمهدی فولادوندكه به طور ناگهانى -در حالى كه بى‌خبرند- بديشان برسد.
  1. محمدمهدی فولادوندو بگويند: «آيا مهلت خواهيم يافت؟»
  1. محمدمهدی فولادوندپس آيا عذاب ما را به شتاب مى‌خواهند؟
  1. محمدمهدی فولادوندمگر نمى‌دانى كه اگر سالها آنان را برخوردار كنيم،
  1. محمدمهدی فولادوندو آنگاه آنچه كه [بدان‌] بيم داده مى‌شوند بديشان برسد،
  1. محمدمهدی فولادوندآنچه از آن برخوردار مى‌شدند، به كارشان نمى‌آيد [و عذاب را از آنان دفع نمى‌كند]؟
  1. محمدمهدی فولادوندو هيچ شهرى را هلاك نكرديم مگر آنكه براى آن هشداردهندگانى بود.
  1. محمدمهدی فولادوند[تا آنان را] تذكر [دهند]؛ و ما ستمكار نبوده‌ايم.
  1. محمدمهدی فولادوندو شيطانها آن را فرود نياورده‌اند.
  1. محمدمهدی فولادوندو آنان را نسزد و نمى‌توانند [وحى كنند].
  1. محمدمهدی فولادونددر حقيقت آنها از شنيدن، معزول [و محروم‌]اند.
  1. محمدمهدی فولادوندپس با خدا، خداى ديگر مخوان كه از عذاب‌شدگان خواهى شد.
  1. محمدمهدی فولادوندو خويشان نزديكت را هشدار ده.
  1. محمدمهدی فولادوندو براى آن مؤمنانى كه تو را پيروى كرده‌اند، بال خود را فرو گستر.
  1. محمدمهدی فولادوندو اگر تو را نافرمانى كردند، بگو: «من از آنچه مى‌كنيد بيزارم.»
  1. محمدمهدی فولادوندو بر [خداىِ‌] عزيزِ مهربان توكل كن،
  1. محمدمهدی فولادوندآن كس كه چون [به نماز] برمى‌خيزى تو را مى‌بيند،
  1. محمدمهدی فولادوندو حركت تو را در ميان سجده‌كنندگان [مى‌نگرد].
  1. محمدمهدی فولادونداو همان شنواى داناست.
  1. محمدمهدی فولادوندآيا شما را خبر دهم كه شياطين بر چه كسى فرود مى‌آيند؟
  1. محمدمهدی فولادوندبر هر دروغزن گناهكارى فرود مى‌آيند،
  1. محمدمهدی فولادوندكه [دزدانه‌] گوش فرا مى‌دارند و بيشترشان دروغگويند،
  1. محمدمهدی فولادوندو شاعران را گمراهان پيروى مى‌كنند.
  1. محمدمهدی فولادوندآيا نديده‌اى كه آنان در هر واديى سرگردانند؟
  1. محمدمهدی فولادوندو آنانند كه چيزهايى مى‌گويند كه انجام نمى‌دهند.
  1. محمدمهدی فولادوندمگر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده و خدا را بسيار به ياد آورده و پس از آنكه مورد ستم قرار گرفته‌اند يارى خواسته‌اند. و كسانى كه ستم كرده‌اند به زودى خواهند دانست به كدام بازگشتگاه برخواهند گشت.