الواقعة
الواقعة
خط
ترجمهها
روی یک کلمهٔ عربی بزنید تا خوانش، ساختار و ریشهٔ آن باز شود.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
- محمدمهدی فولادوندآن واقعه چون وقوع يابد،
- محمدمهدی فولادوند[كه] در وقوع آن دروغى نيست:
- محمدمهدی فولادوندپستكننده [و] بالابرنده است.
- محمدمهدی فولادوندچون زمين با تكان [سختى] لرزانده شود،
- محمدمهدی فولادوندو كوهها [جمله] ريزه ريزه شوند،
- محمدمهدی فولادوندو غبارى پراكنده گردند،
- محمدمهدی فولادوندو شما سه دسته شويد:
- محمدمهدی فولادوندياران دست راست، كدامند ياران دست راست؟
- محمدمهدی فولادوندو ياران چپ؛ كدامند ياران چپ؟
- محمدمهدی فولادوندو سبقتگيرندگان مقدمند؛
- محمدمهدی فولادوندآنانند همان مقربان [خدا]،
- محمدمهدی فولادونددر باغستانهاى پر نعمت.
- محمدمهدی فولادوندگروهى از پيشينيان،
- محمدمهدی فولادوندو اندكى از متأخران.
- محمدمهدی فولادوندبر تختهايى جواهرنشان،
- محمدمهدی فولادوندكه روبروى هم بر آنها تكيه دادهاند.
- محمدمهدی فولادوندبر گردشان پسرانى جاودان [به خدمت] مىگردند،
- محمدمهدی فولادوندبا جامها و آبريزها و پياله[ها]يى از باده ناب روان.
- محمدمهدی فولادوند[كه] نه از آن دردسر گيرند و نه بىخرد گردند.
- محمدمهدی فولادوندو ميوه از هر چه اختيار كنند.
- محمدمهدی فولادوندو از گوشت پرنده هر چه بخواهند.
- محمدمهدی فولادوندو حوران چشمدرشت،
- محمدمهدی فولادوندمثل لؤلؤ نهان ميان صدف،
- محمدمهدی فولادوند[اينها] پاداشى است براى آنچه مىكردند.
- محمدمهدی فولادونددر آنجا نه بيهودهاى مىشنوند و نه [سخنى] گناهآلود.
- محمدمهدی فولادوندسخنى جز سلام و درود نيست.
- محمدمهدی فولادوندو ياران راست؛ ياران راست كدامند؟
- محمدمهدی فولادونددر [زير] درختان كُنار بىخار،
- محمدمهدی فولادوندو درختهاى موز كه ميوهاش خوشه خوشه روى هم چيده است.
- محمدمهدی فولادوندو سايهاى پايدار.
- محمدمهدی فولادوندو آبى ريزان.
- محمدمهدی فولادوندو ميوهاى فراوان،
- محمدمهدی فولادوندنه بريده و نه ممنوع.
- محمدمهدی فولادوندو همخوابگانى بالا بلند.
- محمدمهدی فولادوندما آنان را پديد آوردهايم پديد آوردنى،
- محمدمهدی فولادوندو ايشان را دوشيزه گردانيدهايم،
- محمدمهدی فولادوندشوى دوست همسال،
- محمدمهدی فولادوندبراى ياران راست.
- محمدمهدی فولادوندكه گروهى از پيشينيانند،
- محمدمهدی فولادوندو گروهى از متأخران.
- محمدمهدی فولادوندو ياران چپ؛ كدامند ياران چپ؟
- محمدمهدی فولادونددر [ميان] باد گرم و آب داغ.
- محمدمهدی فولادوندو سايهاى از دود تار.
- محمدمهدی فولادوندنه خنك و نه خوش.
- محمدمهدی فولادونداينان بودند كه پيش از اين ناز پروردگان بودند.
- محمدمهدی فولادوندو بر گناه بزرگ پافشارى مىكردند.
- محمدمهدی فولادوندو مىگفتند: «آيا چون مرديم و خاك واستخوان شديم، واقعاً [باز] زنده مىگرديم؟
- محمدمهدی فولادونديا پدران گذشته ما [نيز]؟»
- محمدمهدی فولادوندبگو: «در حقيقت، اولين و آخرين،
- محمدمهدی فولادوندقطعاً همه در موعد روزى معلوم گرد آورده شوند.»
- محمدمهدی فولادوندآنگاه شما اى گمراهان دروغپرداز،
- محمدمهدی فولادوندقطعاً از درختى كه از زقّوم است خواهيد خورد.
- محمدمهدی فولادوندو از آن شكمهايتان را خواهيد آكند.
- محمدمهدی فولادوندو روى آن از آب جوش مىنوشيد؛
- محمدمهدی فولادوند[مانند] نوشيدن اشتران تشنه.
- محمدمهدی فولادونداين است پذيرايى آنان در روز جزا.
- محمدمهدی فولادوندماييم كه شما را آفريدهايم، پس چرا تصديق نمىكنيد؟
- محمدمهدی فولادوندآيا آنچه را [كه به صورت نطفه] فرو مىريزيد ديدهايد؟
- محمدمهدی فولادوندآيا شما آن را خلق مىكنيد يا ما آفرينندهايم؟
- محمدمهدی فولادوندماييم كه ميان شما مرگ را مقدر كردهايم و بر ما سبقت نتوانيد جست؛
- محمدمهدی فولادوند[و مىتوانيم] امثال شما را به جاى شما قرار دهيم و شما را [به صورت] آنچه نمىدانيد پديدار گردانيم.
- محمدمهدی فولادوندو قطعاً پديدار شدن نخستين خود را شناختيد؛ پس چرا سر عبرت گرفتن نداريد؟
- محمدمهدی فولادوندآيا آنچه را كشت مىكنيد، ملاحظه كردهايد؟
- محمدمهدی فولادوندآيا شما آن را [بىيارى ما] زراعت مىكنيد، يا ماييم كه زراعت مىكنيم؟
- محمدمهدی فولادونداگر بخواهيم قطعاً خاشاكش مىگردانيم، پس در افسوس [و تعجب] مىافتيد.
- محمدمهدی فولادوند[و مىگوييد:] «واقعاً ما زيان زدهايم،
- محمدمهدی فولادوندبلكه ما محروم شدگانيم.»
- محمدمهدی فولادوندآيا آبى را كه مىنوشيد ديدهايد؟
- محمدمهدی فولادوندآيا شما آن را از [دل] ابر سپيد فرود آوردهايد، يا ما فرودآورندهايم؟
- محمدمهدی فولادونداگر بخواهيم آن را تلخ مىگردانيم، پس چرا سپاس نمىداريد؟
- محمدمهدی فولادوندآيا آن آتشى را كه برمىافروزيد ملاحظه كردهايد؟
- محمدمهدی فولادوندآيا شما [چوب] درخت آن را پديدار كردهايد، يا ما پديدآورندهايم؟
- محمدمهدی فولادوندما آن را [مايه] عبرت و [وسيله] استفاده براى بيابانگردان قرار دادهايم.
- محمدمهدی فولادوندپس به نام پروردگار بزرگت تسبيح گوى.
- محمدمهدی فولادوندنه [چنين است كه مىپنداريد]، سوگند به جايگاههاى [ويژه و فواصل معيّن] ستارگان.
- محمدمهدی فولادونداگر بدانيد، آن سوگندى سخت بزرگ است!
- محمدمهدی فولادوندكه اين [پيام] قطعاً قرآنى است ارجمند،
- محمدمهدی فولادونددر كتابى نهفته،
- محمدمهدی فولادوندكه جز پاكشدگان بر آن دست ندارند،
- محمدمهدی فولادوندوحيى است از جانب پروردگار جهانيان.
- محمدمهدی فولادوندآيا شما اين سخن را سبك [و سست] مىگيريد؟
- محمدمهدی فولادوندو تنها نصيب خود را در تكذيب [آن] قرار مىدهيد؟
- محمدمهدی فولادوندپس چرا آنگاه كه [جان شما] به گلو مىرسد،
- محمدمهدی فولادوندو در آن هنگام خود نظاره گريد -
- محمدمهدی فولادوندو ما به آن [محتضر] از شما نزديكتريم ولى نمىبينيد-
- محمدمهدی فولادوندپس چرا، اگر شما بىجزا مىمانيد [و حساب و كتابى در كار نيست]،
- محمدمهدی فولادونداگر راست مىگوييد، [روح] را برنمىگردانيد؟
- محمدمهدی فولادوندو اما اگر [او] از مقربان باشد،
- محمدمهدی فولادوند[در] آسايش و راحت و بهشت پر نعمت [خواهد بود].
- محمدمهدی فولادوندو اما اگر از ياران راست باشد،
- محمدمهدی فولادونداز ياران راست بر تو سلام باد.
- محمدمهدی فولادوندو اما اگر از دروغزنان گمراه است،
- محمدمهدی فولادوندپس با آبى جوشان پذيرايى خواهد شد،
- محمدمهدی فولادوندو [فرجامش] درافتادن به جهنم است.
- محمدمهدی فولادونداين است همان حقيقت راست [و] يقين.
- محمدمهدی فولادوندپس به نام پروردگار بزرگ خود تسبيح گوى.