الأنبياء

الأنبياء

سوره 21 · مکی · 112 آیه · ترتیب نزول: 73

خط
ترجمه‌ها

روی یک کلمهٔ عربی بزنید تا خوانش، ساختار و ریشهٔ آن باز شود.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
  1. محمدمهدی فولادوندبراى مردم [وقت‌] حسابشان نزديك شده است، و آنان در بى‌خبرى رويگردانند.
  1. محمدمهدی فولادوندهيچ پند تازه‌اى از پروردگارشان نيامد، مگر اينكه بازى‌كنان آن را شنيدند.
  1. محمدمهدی فولادونددر حالى كه دلهايشان مشغول است. و آنانكه ستم كردند پنهانى به نجوا برخاستند كه: «آيا اين [مرد] جز بشرى مانند شماست؟ آيا ديده و دانسته به سوى سحر مى‌رويد؟»
  1. محمدمهدی فولادوند[پيامبر] گفت: «پروردگارم [هر] گفتار[ى‌] را در آسمان و زمين مى‌داند، و اوست شنواى دانا.»
  1. محمدمهدی فولادوندبلكه گفتند: «خوابهاى شوريده است، [نه‌] بلكه آن را بربافته، بلكه او شاعرى است. پس همان گونه كه براى پيشينيان هم عرضه شد، بايد براى ما نشانه‌اى بياورد.»
  1. محمدمهدی فولادوندقبل از آنان [نيز مردم‌] هيچ شهرى -كه آن را نابود كرديم- [به آيات ما] ايمان نياوردند. پس آيا اينان [به معجزه‌] ايمان مى‌آورند؟
  1. محمدمهدی فولادوندو پيش از تو [نيز] جز مردانى را كه به آنان وحى مى‌كرديم گسيل نداشتيم. اگر نمى‌دانيد از پژوهندگان كتابهاى آسمانى بپرسيد.
  1. محمدمهدی فولادوندو ايشان را جسدى كه غذا نخورند قرار نداديم و جاويدان [هم‌] نبودند.
  1. محمدمهدی فولادوندسپس وعده [خود] به آنان را راست گردانيديم و آنها و هر كه را خواستيم نجات داديم و افراطكاران را به هلاكت رسانيديم.
  1. محمدمهدی فولادونددر حقيقت، ما كتابى به سوى شما نازل كرديم كه ياد شما در آن است. آيا نمى‌انديشيد؟
  1. محمدمهدی فولادوندو چه بسيار شهرها را كه [مردمش‌] ستمكار بودند در هم شكستيم، و پس از آنها قومى ديگر پديد آورديم.
  1. محمدمهدی فولادوندپس چون عذاب ما را احساس كردند، بناگاه از آن مى‌گريختند.
  1. محمدمهدی فولادوند[هان‌] مگريزيد، و به سوى آنچه در آن متنعّم بوديد و [به سوى‌] سراهايتان بازگرديد، باشد كه شما مورد پرسش قرار گيريد.
  1. محمدمهدی فولادوندگفتند: «اى واى بر ما، كه ما واقعاً ستمگر بوديم.»
  1. محمدمهدی فولادوندسخنشان پيوسته همين بود، تا آنان را دروشده بى‌جان گردانيديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو آسمان و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است به بازيچه نيافريديم.
  1. محمدمهدی فولادونداگر مى‌خواستيم بازيچه‌اى بگيريم، قطعاً آن را از پيش خود اختيار مى‌كرديم.
  1. محمدمهدی فولادوندبلكه حق را بر باطل فرو مى‌افكنيم، پس آن را در هم مى‌شكند، و بناگاه آن نابود مى‌گردد. واى بر شما از آنچه وصف مى‌كنيد.
  1. محمدمهدی فولادوندو هر كه در آسمانها و زمين است براى اوست، و كسانى كه نزد اويند از پرستش وى تكبّر نمى‌ورزند و درمانده نمى‌شوند.
  1. محمدمهدی فولادوندشبانه روز، بى‌آنكه سستى ورزند، نيايش مى‌كنند.
  1. محمدمهدی فولادوندآيا براى خود خدايانى از زمين اختيار كرده‌اند كه آنها [مردگان را] زنده مى‌كنند؟
  1. محمدمهدی فولادونداگر در آنها [=زمين و آسمان‌] جز خدا، خدايانى [ديگر] وجود داشت، قطعاً [زمين و آسمان‌] تباه مى‌شد. پس منزّه است خدا، پروردگار عرش، از آنچه وصف مى‌كنند.
  1. محمدمهدی فولادونددر آنچه [خدا] انجام مى‌دهد چون و چرا راه ندارد، و[لى‌] آنان [=انسانها] سؤال خواهند شد.
  1. محمدمهدی فولادوندآيا به جاى او خدايانى براى خود گرفته‌اند؟ بگو: «برهانتان را بياوريد.» اين است يادنامه هر كه با من است و يادنامه هر كه پيش از من بوده. [نه!] بلكه بيشترشان حق را نمى‌شناسند و در نتيجه از آن رويگردانند.
  1. محمدمهدی فولادوندو پيش از تو هيچ پيامبرى نفرستاديم مگر اينكه به او وحى كرديم كه: «خدايى جز من نيست، پس مرا بپرستيد.»
  1. محمدمهدی فولادوندو گفتند: «[خداى‌] رحمان فرزندى اختيار كرده.» منزّه است او. بلكه [فرشتگان‌] بندگانى ارجمندند،
  1. محمدمهدی فولادوندكه در سخن بر او پيشى نمى‌گيرند، و خود به دستور او كار مى‌كنند.
  1. محمدمهدی فولادوندآنچه فراروى آنان و آنچه پشت سرشان است مى‌داند، و جز براى كسى كه [خدا] رضايت دهد، شفاعت نمى‌كنند و خود از بيم او هراسانند.
  1. محمدمهدی فولادوندو هر كس از آنان بگويد: «من [نيز] جز او خدايى هستم»، او را به دوزخ كيفر مى‌دهيم. [آرى‌] سزاى ستمكاران را اين گونه مى‌دهيم.
  1. محمدمهدی فولادوندآيا كسانى كه كفر ورزيدند ندانستند كه آسمانها و زمين هر دو به هم پيوسته بودند، و ما آن دو را از هم جدا ساختيم، و هر چيز زنده‌اى را از آب پديد آورديم؟ آيا [باز هم‌] ايمان نمى‌آورند؟
  1. محمدمهدی فولادوندو در زمين كوههايى استوار نهاديم تا مبادا [زمين‌] آنان [=مردم‌] را بجنباند، و در آن راههايى فراخ پديد آورديم، باشد كه راه يابند.
  1. محمدمهدی فولادوندو آسمان را سقفى محفوظ قرار داديم، و[لى‌] آنان از [مطالعه در] نشانه‌هاى آن اِعراض مى‌كنند.
  1. محمدمهدی فولادوندو اوست آن كسى كه شب و روز و خورشيد و ماه را پديد آورده است. هر كدام از اين دو در مدارى [معيّن‌] شناورند.
  1. محمدمهدی فولادوندو پيش از تو براى هيچ بشرى جاودانگى [در دنيا] قرار نداديم. آيا اگر تو از دنيا بروى آنان جاويدانند؟
  1. محمدمهدی فولادوندهر نفسى چشنده مرگ است، و شما را از راه آزمايش به بد و نيك خواهيم آزمود، و به سوى ما بازگردانيده مى‌شويد.
  1. محمدمهدی فولادوندو كسانى كه كافر شدند، چون تو را ببينند فقط به مسخره‌ات مى‌گيرند [و مى‌گويند:] «آيا اين همان كس است كه خدايانتان را [به بدى‌] ياد مى‌كند؟» در حالى كه آنان خود، ياد [خداى‌] رحمان را منكرند.
  1. محمدمهدی فولادوندانسان از شتاب آفريده شده است. به زودى آياتم را به شما نشان مى‌دهم. پس [عذاب را] به شتاب از من مخواهيد.
  1. محمدمهدی فولادوندو مى‌گويند: «اگر راست مى‌گوييد، اين وعده [قيامت‌] كى خواهد بود؟»
  1. محمدمهدی فولادوندكاش آنان كه كافر شده‌اند مى‌دانستند آنگاه كه آتش را نه از چهره‌هاى خود و نه از پشتشان بازنمى‌توانند داشت، و خود مورد حمايت قرار نمى‌گيرند [چه حالى خواهند داشت‌].
  1. محمدمهدی فولادوندبلكه [آتش‌] به طور ناگهانى به آنان مى‌رسد و ايشان را بهت‌زده مى‌كند [به گونه‌اى‌] كه نه مى‌توانند آن را برگردانند و نه به آنان مهلت داده مى‌شود.
  1. محمدمهدی فولادوندو مسلمّاً پيامبران پيش از تو [نيز] مورد ريشخند قرار گرفتند، پس كسانى كه آنان را مسخره مى‌كردند، [سزاى‌] آنچه كه آن را به ريشخند مى‌گرفتند گريبانگيرشان شد.
  1. محمدمهدی فولادوندبگو: «چه كسى شما را شب و روز از [عذاب‌] رحمان حفظ مى‌كند؟» [نه‌] بلكه آنان از ياد پروردگارشان رويگردانند.
  1. محمدمهدی فولادوند[34]آيا براى آنان خدايانى غير از ماست كه از ايشان حمايت كنند؟ [آن خدايان‌] نه مى‌توانند خود را يارى كنند و نه از جانب ما يارى شوند.
  1. محمدمهدی فولادوند[نه‌] بلكه اينها و پدرانشان را برخوردار كرديم تا عمرشان به درازا كشيد. آيا نمى‌بينند كه ما مى‌آييم و زمين را از جوانب آن فرو مى‌كاهيم؟ آيا باز هم آنان پيروزند؟
  1. محمدمهدی فولادوندبگو: «من شما را فقط به وسيله وحى هشدار مى‌دهم.» و[لى‌] چون كران بيم داده شوند، دعوت را نمى‌شنوند.
  1. محمدمهدی فولادوندو اگر شمه‌اى از عذاب پروردگارت به آنان برسد، خواهند گفت: «اى واى بر ما كه ستمكار بوديم.»
  1. محمدمهدی فولادوندو ترازوهاى داد را در روز رستاخيز مى‌نهيم، پس هيچ كس [در] چيزى ستم نمى‌بيند، و اگر [عمل‌] هموزن دانه خردلى باشد آن را مى‌آوريم و كافى است كه ما حسابرس باشيم.
  1. محمدمهدی فولادوندو در حقيقت، به موسى و هارون فرقان داديم و [كتابشان‌] براى پرهيزگاران روشنايى و اندرزى است.
  1. محمدمهدی فولادوند[همان‌] كسانى كه از پروردگارشان در نهان مى‌ترسند و از قيامت هراسناكند.
  1. محمدمهدی فولادوندو اين [كتاب‌] -كه آن را نازل كرده‌ايم- پندى خجسته است. آيا باز هم آن را انكار مى‌كنيد؟
  1. محمدمهدی فولادوندو در حقيقت، پيش از آن، به ابراهيم رشد [فكرى‌]اش را داديم و ما به [شايستگى‌] او دانا بوديم.
  1. محمدمهدی فولادوندآنگاه كه به پدر خود و قومش گفت: «اين مجسمه‌هايى كه شما ملازم آنها شده‌ايد چيستند؟»
  1. محمدمهدی فولادوندگفتند: «پدران خود را پرستندگان آنها يافتيم.»
  1. محمدمهدی فولادوندگفت: «قطعاً شما و پدرانتان در گمراهى آشكارى بوديد.»
  1. محمدمهدی فولادوندگفتند: «آيا حق را براى ما آورده‌اى يا تو از شوخى‌كنندگانى؟»
  1. محمدمهدی فولادوندگفت: «[نه‌] بلكه پروردگارتان، پروردگار آسمانها و زمين است، همان كسى كه آنها را پديد آورده است، و من بر اين [واقعيت‌] از گواهانم.
  1. محمدمهدی فولادوندو سوگند به خدا كه پس از آنكه پشت كرديد و رفتيد، قطعاً در كار بتانتان تدبيرى خواهم كرد.»
  1. محمدمهدی فولادوندپس آنها را -جز بزرگترشان را- ريز ريز كرد، باشد كه ايشان به سراغ آن بروند.
  1. محمدمهدی فولادوندگفتند: «چه كسى با خدايان ما چنين [معامله‌اى‌] كرده، كه او واقعاً از ستمكاران است؟»
  1. محمدمهدی فولادوندگفتند: «شنيديم جوانى، از آنها [به بدى‌] ياد مى‌كرد كه به او ابراهيم گفته مى‌شود.»
  1. محمدمهدی فولادوندگفتند: «پس او را در برابر ديدگان مردم بياوريد، باشد كه آنان شهادت دهند.»
  1. محمدمهدی فولادوندگفتند: «اى ابراهيم، آيا تو با خدايان ما چنين كردى؟»
  1. محمدمهدی فولادوندگفت: «[نه‌] بلكه آن را اين بزرگترشان كرده است، اگر سخن مى‌گويند از آنها بپرسيد.»
  1. محمدمهدی فولادوندپس به خود آمده و [به يكديگر] گفتند: «در حقيقت، شما ستمكاريد.»
  1. محمدمهدی فولادوندسپس سرافكنده شدند [و گفتند:] «قطعاً دانسته‌اى كه اينها سخن نمى‌گويند.»
  1. محمدمهدی فولادوندگفت: «آيا جز خدا چيزى را مى‌پرستيد كه هيچ سود و زيانى به شما نمى‌رساند؟
  1. محمدمهدی فولادونداف بر شما و بر آنچه غير از خدا مى‌پرستيد. مگر نمى‌انديشيد؟»
  1. محمدمهدی فولادوندگفتند: «اگر كارى مى‌كنيد، او را بسوزانيد و خدايانتان را يارى دهيد.»
  1. محمدمهدی فولادوندگفتيم: «اى آتش، براى ابراهيم سرد و بى‌آسيب باش.»
  1. محمدمهدی فولادوندو خواستند به او نيرنگى بزنند و[لى‌] آنان را زيانكارترين [مردم‌] قرار داديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو او و لوط را [براى رفتن‌] به سوى آن سرزمينى كه براى جهانيان در آن بركت نهاده بوديم، رهانيديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو اسحاق و يعقوب را [به عنوان نعمتى‌] افزون به او بخشوديم و همه را از شايستگان قرار داديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مى‌كردند، و به ايشان انجام دادن كارهاى نيك و برپاداشتن نماز و دادن زكات را وحى كرديم و آنان پرستنده ما بودند.
  1. محمدمهدی فولادوندو به لوط حكمت و دانش عطا كرديم و او را از آن شهرى كه [مردمش‌] كارهاى پليد [جنسى‌] مى‌كردند نجات داديم. به راستى آنها گروه بد و منحرفى بودند.
  1. محمدمهدی فولادوندو او را در رحمت خويش داخل كرديم، زيرا او از شايستگان بود.
  1. محمدمهدی فولادوندو نوح را [ياد كن‌] آنگاه كه پيش از [ساير پيامبران‌] ندا كرد، پس ما او را اجابت كرديم، و وى را با خانواده‌اش از بلاى بزرگ رهانيديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو او را در برابر مردمى كه نشانه‌هاى ما را به دروغ گرفته بودند پيروزى بخشيديم، چرا كه آنان مردم بدى بودند، پس همه ايشان را غرق كرديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو داوود و سليمان را [ياد كن‌] هنگامى كه در باره آن كشتزار -كه گوسفندان مردم شب‌هنگام در آن چريده بودند- داورى مى‌كردند، و [ما] شاهد داورى آنان بوديم.
  1. محمدمهدی فولادوندپس آن [داورى‌] را به سليمان فهمانديم، و به هر يك [از آن دو] حكمت و دانش عطا كرديم، و كوهها را با داوود و پرندگان به نيايش واداشتيم، و ما كننده [اين كار] بوديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو به [داوود] فن زره [سازى‌] آموختيم، تا شما را از [خطرات‌] جنگتان حفظ كند. پس آيا شما سپاسگزاريد؟
  1. محمدمهدی فولادوندو براى سليمان، تندباد را [رام كرديم‌] كه به فرمان او به سوى سرزمينى كه در آن بركت نهاده بوديم جريان مى‌يافت، و ما به هر چيزى دانا بوديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو برخى از شياطين بودند كه براى او غواصى و كارهايى غير از آن مى‌كردند، و ما مراقب [حال‌] آنها بوديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو ايوب را [ياد كن‌] هنگامى كه پروردگارش را ندا داد كه: «به من آسيب رسيده است و تويى مهربانترين مهربانان.»
  1. محمدمهدی فولادوندپس [دعاى‌] او را اجابت نموديم و آسيب وارده بر او را برطرف كرديم، و كسان او و نظيرشان را همراه با آنان [مجدداً] به وى عطا كرديم [تا] رحمتى از جانب ما و عبرتى براى عبادت‌كنندگان [باشد].
  1. محمدمهدی فولادوندو اسماعيل و ادريس و ذوالكفل را [ياد كن‌] كه همه از شكيبايان بودند.
  1. محمدمهدی فولادوندو آنان را در رحمت خود داخل نموديم، چرا كه ايشان از شايستگان بودند.
  1. محمدمهدی فولادوندو «ذوالنون» را [ياد كن‌] آنگاه كه خشمگين رفت و پنداشت كه ما هرگز بر او قدرتى نداريم، تا در [دل‌] تاريكيها ندا درداد كه: «معبودى جز تو نيست، منزّهى تو، راستى كه من از ستمكاران بودم.»
  1. محمدمهدی فولادوندپس [دعاى‌] او را برآورده كرديم و او را از اندوه رهانيديم، و مؤمنان را [نيز] چنين نجات مى‌دهيم.
  1. محمدمهدی فولادوندو زكريّا را [ياد كن‌] هنگامى كه پروردگار خود را خواند: «پروردگارا، مرا تنها مگذار و تو بهترين ارث برندگانى.»
  1. محمدمهدی فولادوندپس [دعاى‌] او را اجابت نموديم، و يحيى را بدو بخشيديم و همسرش را براى او شايسته [و آماده حمل‌] كرديم، زيرا آنان در كارهاى نيك شتاب مى‌نمودند و ما را از روى رغبت و بيم مى‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند.
  1. محمدمهدی فولادوندو آن [زن را ياد كن‌] كه خود را پاكدامن نگاه داشت، و از روح خويش در او دميديم و او و پسرش را براى جهانيان آيتى قرار داديم.
  1. محمدمهدی فولادونداين است امت شما كه امتى يگانه است، و منم پروردگار شما، پس مرا بپرستيد.
  1. محمدمهدی فولادوندو[لى‌] دينشان را ميان خود پاره پاره كردند. همه به سوى ما بازمى‌گردند.
  1. محمدمهدی فولادوندپس هر كه كارهاى شايسته انجام دهد و مؤمن [هم‌] باشد، براى تلاش او ناسپاسى نخواهد بود، و ماييم كه به سود او ثبت مى‌كنيم.
  1. محمدمهدی فولادوندو بر [مردم‌] شهرى كه آن را هلاك كرده‌ايم، بازگشتشان [به دنيا] حرام است.
  1. محمدمهدی فولادوندتا وقتى كه يأجوج و مأجوج [راهشان‌] گشوده شود و آنها از هر پشته‌اى بتازند،
  1. محمدمهدی فولادوندو وعده حق نزديك گردد، ناگهان ديدگان كسانى كه كفر ورزيده‌اند خيره مى‌شود [و مى‌گويند:] «اى واى بر ما كه از اين [روز] در غفلت بوديم، بلكه ما ستمگر بوديم.»
  1. محمدمهدی فولادونددر حقيقت، شما و آنچه غير از خدا مى‌پرستيد، هيزم دوزخيد. شما در آن وارد خواهيد شد.
  1. محمدمهدی فولادونداگر اينها خدايانى [واقعى‌] بودند در آن وارد نمى‌شدند، و حال آنكه جملگى در آن ماندگارند.
  1. محمدمهدی فولادوندبراى آنها در آنجا ناله‌اى زار است و در آنجا [چيزى‌] نمى‌شنوند.
  1. محمدمهدی فولادوندبى‌گمان كسانى كه قبلا از جانب ما به آنان وعده نيكو داده شده است از آن [آتش‌] دور داشته خواهند شد.
  1. محمدمهدی فولادوندصداى آن را نمى‌شنوند، و آنان در ميان آنچه دلهايشان بخواهد جاودانند.
  1. محمدمهدی فولادونددلهره بزرگ، آنان را غمگين نمى‌كند و فرشتگان از آنها استقبال مى‌كنند [و به آنان مى‌گويند:] اين همان روزى است كه به شما وعده مى‌دادند.
  1. محمدمهدی فولادوندروزى كه آسمان را همچون در پيچيدن صفحه نامه‌ها در مى‌پيچيم. همان گونه كه بار نخست آفرينش را آغاز كرديم، دوباره آن را بازمى‌گردانيم. وعده‌اى است بر عهده ما، كه ما انجام‌دهنده آنيم.
  1. محمدمهدی فولادوندو در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.
  1. محمدمهدی فولادوندبه راستى در اين [امور] براى مردم عبادت‌پيشه ابلاغى [حقيقى‌] است.
  1. محمدمهدی فولادوندو تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم.
  1. محمدمهدی فولادوندبگو: «جز اين نيست كه به من وحى مى‌شود كه خداى شما خدايى يگانه است. پس آيا مسلمان مى‌شويد؟»
  1. محمدمهدی فولادوندپس اگر روى برتافتند بگو: «به [همه‌] شما به طور يكسان اعلام كردم، و نمى‌دانم آنچه وعده داده شده‌ايد آيا نزديك است يا دور.»
  1. محمدمهدی فولادوند[آرى،] او سخن آشكار را مى‌داند و آنچه را پوشيده مى‌داريد مى‌داند.
  1. محمدمهدی فولادوندو نمى‌دانم، شايد آن براى شما آزمايشى و تا چند گاهى [وسيله‌] برخوردارى باشد.
  1. محمدمهدی فولادوندگفت: «پروردگارا، [خودت‌] به حق داورى كن، و به رغم آنچه وصف مى‌كنيد، پروردگار ما همان بخشايشگر دستگير است.»