يس

يس

سوره 36 · مکی · 83 آیه · ترتیب نزول: 41

خط
ترجمه‌ها

روی یک کلمهٔ عربی بزنید تا خوانش، ساختار و ریشهٔ آن باز شود.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
  1. محمدمهدی فولادونديس‌[/ياسين‌]
  1. محمدمهدی فولادوندسوگند به قرآن حكمت‌آموز،
  1. محمدمهدی فولادوندكه قطعاً تو از [جمله‌] پيامبرانى،
  1. محمدمهدی فولادوندبر راهى راست!
  1. محمدمهدی فولادوند[و كتابت‌] از جانب آن عزيز مهربان نازل شده است،
  1. محمدمهدی فولادوندتا قومى را كه پدرانشان بيم‌داده نشدند و در غفلت ماندند، بيم دهى.
  1. محمدمهدی فولادوندآرى، گفته [خدا] در باره بيشترشان محقق گرديده است، در نتيجه آنها نخواهند گرويد.
  1. محمدمهدی فولادوندما در گردنهاى آنان، تا چانه‌هايشان، غُلهايى نهاده‌ايم، به طورى كه سرهايشان را بالا نگاه داشته و ديده فرو هشته‌اند.
  1. محمدمهدی فولادوندو [ما] فراروى آنها سدى و پشت سرشان سدى نهاده و پرده‌اى بر [چشمان‌] آنان فرو گسترده‌ايم، در نتيجه نمى‌توانند ببينند.
  1. محمدمهدی فولادوندو آنان را چه بيم دهى [و] چه بيم ندهى، به حالشان تفاوت نمى‌كند: نخواهند گرويد.
  1. محمدمهدی فولادوندبيم دادن تو، تنها كسى را [سودمند] است كه كتاب حق را پيروى كند و از [خداى‌] رحمان در نهان بترسد. [چنين كسى را] به آمرزش و پاداشى پر ارزش مژده ده.
  1. محمدمهدی فولادوندآرى! ماييم كه مردگان را زنده مى‌سازيم و آنچه را از پيش فرستاده‌اند، با آثار [و اعمال‌]شان درج مى‌كنيم، و هر چيزى را در كارنامه‌اى روشن برشمرده‌ايم.
  1. محمدمهدی فولادوند[داستان‌] مردم آن شهرى را كه رسولان بدانجا آمدند براى آنان مَثَل زن:
  1. محمدمهدی فولادوندآنگاه كه دو تن سوى آنان فرستاديم، و[لى‌] آن دو را دروغزن پنداشتند، تا با [فرستاده‌] سومين [آنان را] تأييد كرديم، پس [رسولان‌] گفتند: «ما به سوى شما به پيامبرى فرستاده شده‌ايم.»
  1. محمدمهدی فولادوند[ناباوران آن ديار] گفتند: «شما جز بشرى مانند ما نيستيد، و [خداى‌] رحمان چيزى نفرستاده، و شما جز دروغ نمى‌پردازيد.»
  1. محمدمهدی فولادوندگفتند: «پروردگار ما مى‌داند كه ما واقعاً به سوى شما به پيامبرى فرستاده شده‌ايم.»
  1. محمدمهدی فولادوندو بر ما [وظيفه‌اى‌] جز رسانيدن آشكار [پيام‌] نيست.
  1. محمدمهدی فولادوندپاسخ دادند: «ما [حضور] شما را به شگون بد گرفته‌ايم. اگر دست برنداريد، سنگسارتان مى‌كنيم و قطعاً عذاب دردناكى از ما به شما خواهد رسيد.»
  1. محمدمهدی فولادوند[رسولان‌] گفتند: «شومىِ شما با خود شماست. آيا اگر شما را پند دهند [باز كفر مى‌ورزيد]؟ نه! بلكه شما قومى اسرافكاريد.»
  1. محمدمهدی فولادوندو [در اين ميان‌] مردى از دورترين جاى شهر دوان دوان آمد، [و] گفت: «اى مردم، از اين فرستادگان پيروى كنيد.
  1. محمدمهدی فولادونداز كسانى كه پاداشى از شما نمى‌خواهند و خود [نيز] بر راه راست قرار دارند، پيروى كنيد.
  1. محمدمهدی فولادوندآخر چرا كسى را نپرستم كه مرا آفريده است و [همه‌] شما به سوى او بازگشت مى‌يابيد؟
  1. محمدمهدی فولادوندآيا به جاى او خدايانى را بپرستم كه اگر [خداى‌] رحمان بخواهد به من گزندى برساند، نه شفاعتشان به حالم سود مى‌دهد و نه مى‌توانند مرا برهانند؟
  1. محمدمهدی فولادونددر آن صورت، من قطعاً در گمراهى آشكارى خواهم بود.
  1. محمدمهدی فولادوندمن به پروردگارتان ايمان آوردم. [اقرار] مرا بشنويد.»
  1. محمدمهدی فولادوند[سرانجام به جرم ايمان كشته شد، و بدو] گفته شد: «به بهشت درآى.» گفت: «اى كاش، قوم من مى‌دانستند،
  1. محمدمهدی فولادوندكه پروردگارم چگونه مرا آمرزيد و در زمره عزيزانم قرار داد.»
  1. محمدمهدی فولادوندپس از [شهادت‌] وى هيچ سپاهى از آسمان بر قومش فرود نياورديم و [پيش از اين هم‌] فروفرستنده نبوديم.
  1. محمدمهدی فولادوندتنها يك فرياد بود و بس. و بناگاه [همه‌] آنها سرد بر جاى فسردند.
  1. محمدمهدی فولادونددريغا بر اين بندگان! هيچ فرستاده‌اى بر آنان نيامد مگر آنكه او را ريشخند مى‌كردند.
  1. محمدمهدی فولادوندمگر نديده‌اند كه چه بسيار نسلها را پيش از آنان هلاك گردانيديم كه ديگر آنها به سويشان بازنمى‌گردند؟
  1. محمدمهدی فولادوندو قطعاً همه آنان در پيشگاه ما احضار خواهند شد.
  1. محمدمهدی فولادوندو زمين مرده، برهانى است براى ايشان، كه آن را زنده گردانيديم و دانه از آن برآورديم كه از آن مى‌خورند.
  1. محمدمهدی فولادوندو در آن [زمين‌] باغهايى از درختان خرما و تاك قرار داديم و چشمه‌ها در آن روان كرديم.
  1. محمدمهدی فولادوندتا از ميوه آن و [از] كاركرد دستهاى خودشان بخورند، آيا باز [هم‌] سپاس نمى‌گزارند؟
  1. محمدمهدی فولادوندپاك [خدايى‌] كه از آنچه زمين مى‌روياند و [نيز] از خودشان و از آنچه نمى‌دانند، همه را نر و ماده گردانيده است.
  1. محمدمهدی فولادوندو نشانه‌اى [ديگر] براى آنها شب است كه روز را [مانند پوست‌] از آن برمى‌كنيم و بناگاه آنان در تاريكى فرو مى‌روند.
  1. محمدمهدی فولادوندو خورشيد به [سوى‌] قرارگاه ويژه خود روان است. تقدير آن عزيز دانا اين است.
  1. محمدمهدی فولادوندو براى ماه منزلهايى معين كرده‌ايم، تا چون شاخك خشك خوشه خرما برگردد.
  1. محمدمهدی فولادوندنه خورشيد را سزد كه به ماه رسد، و نه شب بر روز پيشى جويد، و هر كدام در سپهرى شناورند.
  1. محمدمهدی فولادوندو نشانه‌اى [ديگر] براى آنان اينكه: ما نياكانشان را در كشتى انباشته، سوار كرديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو مانند آن براى ايشان مركوبها[ى ديگرى‌] خلق كرديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو اگر بخواهيم غرقشان مى‌كنيم و هيچ فريادرسى نمى‌يابند و روى نجات نمى‌بينند.
  1. محمدمهدی فولادوندمگر رحمتى از جانب ما [شامل آنها گردد] و تا چندى [آنها را] برخوردار سازيم.
  1. محمدمهدی فولادوندو چون به ايشان گفته شود: «از آنچه در پيش رو و پشت سر داريد بترسيد، اميد كه مورد رحمت قرار گيريد» [نمى‌شنوند].
  1. محمدمهدی فولادوندو هيچ نشانه‌اى از نشانه‌هاى پروردگارشان بر آنان نيامد، جز اينكه از آن رويگردان شدند.
  1. محمدمهدی فولادوندو چون به آنان گفته شود: «از آنچه خدا به شما روزى داده انفاق كنيد»، كسانى كه كافر شده‌اند، به آنان كه ايمان آورده‌اند، مى‌گويند: «آيا كسى را بخورانيم كه اگر خدا مى‌خواست [خودش‌] وى را مى‌خورانيد؟ شما جز در گمراهىِ آشكارى [بيش‌] نيستيد.»
  1. محمدمهدی فولادوندو مى‌گويند: «اگر راست مى‌گوييد، پس اين وعده [عذاب‌] كى خواهد بود؟»
  1. محمدمهدی فولادوندجز يك فرياد [مرگبار] را انتظار نخواهند كشيد كه هنگامى كه سرگرم جدالند غافلگيرشان كند.
  1. محمدمهدی فولادوندآنگاه نه توانايى وصيّتى دارند و نه مى‌توانند به سوى كسان خود برگردند.
  1. محمدمهدی فولادوندو در صور دميده خواهد شد، پس بناگاه از گورهاى خود شتابان به سوى پروردگار خويش مى‌آيند.
  1. محمدمهدی فولادوندمى‌گويند: «اى واى بر ما، چه كسى ما را از آرامگاهمان برانگيخت؟ اين است همان وعده خداى رحمان، و پيامبران راست مى‌گفتند.»
  1. محمدمهدی فولادوند[باز هم‌] يك فرياد است و بس؛ و بناگاه همه در پيشگاه ما حاضر آيند.
  1. محمدمهدی فولادوندامروز بر كسى هيچ ستم نمى‌رود، جز در برابر آنچه كرده‌ايد پاداشى نخواهيد يافت.
  1. محمدمهدی فولادونددر اين روز، اهل بهشت كار و بارى خوش در پيش دارند.
  1. محمدمهدی فولادوندآنها با همسرانشان در زير سايه‌ها بر تختها تكيه مى‌زنند.
  1. محمدمهدی فولادونددر آنجا براى آنها [هر گونه‌] ميوه است و هر چه دلشان بخواهد.
  1. محمدمهدی فولادونداز جانب پروردگار[ى‌] مهربان [به آنان‌] سلام گفته مى‌شود.
  1. محمدمهدی فولادوندو اى گناهكاران، امروز [از بى‌گناهان‌] جدا شويد.
  1. محمدمهدی فولادونداى فرزندان آدم، مگر با شما عهد نكرده بودم كه شيطان را مپرستيد، زيرا وى دشمن آشكار شماست؟
  1. محمدمهدی فولادوندو اينكه مرا بپرستيد؛ اين است راه راست!
  1. محمدمهدی فولادوندو [او] گروهى انبوه از ميان شما را سخت گمراه كرد؛ آيا تعقل نمى‌كرديد؟
  1. محمدمهدی فولادونداين است جهنّمى كه به شما وعده داده مى‌شد!
  1. محمدمهدی فولادوندبه [جرم‌] آنكه كفر مى‌ورزيديد، اكنون در آن درآييد.
  1. محمدمهدی فولادوندامروز بر دهانهاى آنان مُهر مى‌نهيم، و دستهايشان با ما سخن مى‌گويند، و پاهايشان بدانچه فراهم مى‌ساختند گواهى مى‌دهند.
  1. محمدمهدی فولادوندو اگر بخواهيم، هر آينه فروغ از ديدگانشان مى‌گيريم تا در راه [كج‌] بر هم پيشى جويند؛ ولى [راه راست را] از كجا مى‌توانند ببينند؟
  1. محمدمهدی فولادوندو اگر بخواهيم، هرآينه ايشان را در جاى خود مسخ مى‌كنيم [به گونه‌اى‌] كه نه بتوانند بروند و نه برگردند.
  1. محمدمهدی فولادوندو هر كه را عمر دراز دهيم، او را [از نظر] خلقت فروكاسته [و شكسته‌] گردانيم، آيا نمى‌انديشند؟
  1. محمدمهدی فولادوندو [ما] به او شعر نياموختيم و در خور وى نيست، اين [سخن‌] جز اندرز و قرآنى روشن نيست.
  1. محمدمهدی فولادوندتا هر كه را [دلى‌] زنده است بيم دهد، و گفتار [خدا] در باره كافران محقق گردد.
  1. محمدمهدی فولادوندآيا نديده‌اند كه ما به قدرت خويش براى ايشان چهارپايانى آفريده‌ايم تا آنان مالك آنها باشند؟
  1. محمدمهدی فولادوندو آنها را براى ايشان رام گردانيديم. از برخى‌شان سوارى مى‌گيرند و از بعضى مى‌خورند.
  1. محمدمهدی فولادوندو از آنها سودها و نوشيدنيها دارند. پس چرا شكرگزار نيستيد؟
  1. محمدمهدی فولادوندو غير از خدا[ى يگانه‌] خدايانى به پرستش گرفتند، تا مگر يارى شوند.
  1. محمدمهدی فولادوند[ولى بتان‌] نمى‌توانند آنان را يارى كنند و آنانند كه براى [بتان‌] چون سپاهى احضار شده‌اند.
  1. محمدمهدی فولادوندپس، گفتار آنان تو را غمگين نگرداند كه ما آنچه را پنهان و آنچه را آشكار مى‌كنند، مى‌دانيم.
  1. محمدمهدی فولادوندمگر آدمى ندانسته است كه ما او را از نطفه‌اى آفريده‌ايم، پس بناگاه وى ستيزه‌جويى آشكار شده است.
  1. محمدمهدی فولادوندو براى ما مَثَلى آورد و آفرينش خود را فراموش كرد؛ گفت: «چه كسى اين استخوانها را كه چنين پوسيده است زندگى مى‌بخشد؟»
  1. محمدمهدی فولادوندبگو: «همان كسى كه نخستين‌بار آن را پديد آورد و اوست كه به هر [گونه‌] آفرينشى داناست.»
  1. محمدمهدی فولادوندهمو كه برايتان در درخت سبزفام اخگر نهاد كه از آن [چون نيازتان افتد] آتش مى‌افروزيد.
  1. محمدمهدی فولادوندآيا كسى كه آسمانها و زمين را آفريده توانا نيست كه [باز] مانند آنها را بيافريند؟ آرى، اوست آفريننده دانا.
  1. محمدمهدی فولادوندچون به چيزى اراده فرمايد، كارش اين بس كه مى‌گويد: «باش»؛ پس [بى‌درنگ‌] موجود مى‌شود.
  1. محمدمهدی فولادوندپس [شكوهمند و] پاك است آن كسى كه ملكوت هر چيزى در دست اوست، و به سوى اوست كه بازگردانيده مى‌شويد.