الصافات

الصافات

سوره 37 · مکی · 182 آیه · ترتیب نزول: 56

خط
ترجمه‌ها

روی یک کلمهٔ عربی بزنید تا خوانش، ساختار و ریشهٔ آن باز شود.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
  1. محمدمهدی فولادوندسوگند به صف بستگان -كه صفى [با شكوه‌] بسته‌اند-
  1. محمدمهدی فولادوندو به زجركنندگان -كه به سختى زجر مى‌كنند-
  1. محمدمهدی فولادوندو به تلاوت‌كنندگان [آيات الهى‌]!
  1. محمدمهدی فولادوندكه قطعاً معبود شما يگانه است!
  1. محمدمهدی فولادوندپروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است، و پروردگار خاورها!
  1. محمدمهدی فولادوندما آسمان اين دنيا را به زيور اختران آراستيم!
  1. محمدمهدی فولادوندو [آن را] از هر شيطان سركشى نگاه داشتيم!
  1. محمدمهدی فولادوند[به طورى كه‌] نمى‌توانند به انبوه [فرشتگان‌] عالَم بالا گوش فرا دهند، و از هر سوى پرتاب مى‌شوند.
  1. محمدمهدی فولادوندبا شدت به دور رانده مى‌شوند، و برايشان عذابى دايم است.
  1. محمدمهدی فولادوندمگر كسى كه [از سخن بالاييان‌] يكباره استراق سمع كند، كه شهابى شكافنده از پى او مى‌تازد!
  1. محمدمهدی فولادوندپس، [از كافران‌] بپرس: آيا ايشان [از نظر] آفرينش سخت‌ترند يا كسانى كه [در آسمانها] خلق كرديم؟ ما آنان را از گِلى چسبنده پديد آورديم.
  1. محمدمهدی فولادوندبلكه عجب مى‌دارى و [آنها] ريشخند مى‌كنند!
  1. محمدمهدی فولادوندو چون پند داده شوند عبرت نمى‌گيرند.
  1. محمدمهدی فولادوندو چون آيتى ببينند به ريشخند مى‌پردازند!
  1. محمدمهدی فولادوندو مى‌گويند: «اين جز سحرى آشكار نيست.»
  1. محمدمهدی فولادوند«آيا چون مرديم و خاك و استخوانهاى [خُرد] گرديديم، آيا راستى برانگيخته مى‌شويم؟
  1. محمدمهدی فولادوندو همين طور پدران اوّليه ما؟!»
  1. محمدمهدی فولادوندبگو: «آرى! در حالى كه شما خواريد!»
  1. محمدمهدی فولادوندو آن تنها يك فرياد است و بس! و بناگاه آنان به تماشا خيزند!
  1. محمدمهدی فولادوندو مى‌گويند: «اى واى بر ما! اين است روز جزا!»
  1. محمدمهدی فولادونداين است همان روز داورى كه آن را تكذيب مى‌كرديد!
  1. محمدمهدی فولادوندكسانى را كه ستم كرده‌اند، با همرديفانشان و آنچه غير از خدا مى‌پرستيده‌اند،
  1. محمدمهدی فولادوندگِرد آوريد و به سوى راه جهنم رهبرى‌شان كنيد!
  1. محمدمهدی فولادوندو بازداشتشان نماييد كه آنها مسؤولند!
  1. محمدمهدی فولادوندشما را چه شده است كه همديگر را يارى نمى‌كنيد؟!
  1. محمدمهدی فولادوند[نه!] بلكه امروز آنان از در تسليم درآمدگانند!
  1. محمدمهدی فولادوندو بعضى روى به بعضى ديگر مى‌آورند [و] از يكديگر مى‌پرسند!
  1. محمدمهدی فولادوند[و] مى‌گويند: «شما [ظاهراً] از درِ راستى با ما درمى‌آمديد [و خود را حق به جانب مى‌نموديد]!»
  1. محمدمهدی فولادوند[متّهمان‌] مى‌گويند: «[نه!] بلكه با ايمان نبوديد.
  1. محمدمهدی فولادوندو ما را بر شما هيچ تسلطى نبود، بلكه خودتان سركش بوديد.
  1. محمدمهدی فولادوندپس فرمان پروردگارمان بر ما سزاوار آمد؛ ما واقعاً بايد [عذاب را] بچشيم!
  1. محمدمهدی فولادوندو شما را گمراه كرديم، زيرا خودمان گمراه بوديم!»
  1. محمدمهدی فولادوندپس، در حقيقت، آنان در آن روز در عذاب شريك يكديگرند!
  1. محمدمهدی فولادوند[آرى،] ما با مجرمان چنين رفتار مى‌كنيم!
  1. محمدمهدی فولادوندچرا كه آنان بودند كه وقتى به ايشان گفته مى‌شد: «خدايى جز خداى يگانه نيست»، تكبر مى‌ورزيدند!
  1. محمدمهدی فولادوندو مى‌گفتند: «آيا ما براى شاعرى ديوانه دست از خدايانمان برداريم؟!»
  1. محمدمهدی فولادوندولى نه! [او] حقيقت را آورده و فرستادگان را تصديق كرده است.
  1. محمدمهدی فولادونددر واقع، شما عذاب پر درد را خواهيد چشيد!
  1. محمدمهدی فولادوندو جز آنچه مى‌كرديد جزا نمى‌يابيد!
  1. محمدمهدی فولادوندمگر بندگان پاكدل خدا!
  1. محمدمهدی فولادوندآنان روزىِ معيّن خواهند داشت.
  1. محمدمهدی فولادوند[انواع‌] ميوه‌ها! و آنان مورد احترام خواهند بود.
  1. محمدمهدی فولادونددر باغهاى پر نعمت!
  1. محمدمهدی فولادوندبر سريرها در برابر همديگر [مى‌نشينند].
  1. محمدمهدی فولادوندبا جامى از باده ناب پيرامونشان به گردش درمى‌آيند؛
  1. محمدمهدی فولادوند[باده‌اى‌] سخت سپيد كه نوشندگان را لذتى [خاص‌] مى‌دهد؛
  1. محمدمهدی فولادوندنه در آن فساد عقل است و نه ايشان از آن به بدمستى [و فرسودگى‌] مى‌افتند!
  1. محمدمهدی فولادوندو نزدشان [دلبرانى‌] فروهشته‌نگاه و فراخ‌ديده باشند!
  1. محمدمهدی فولادوند[از شدّت سپيدى‌] گويى تخم شتر مرغ [زير پَرَ]ند!
  1. محمدمهدی فولادوندپس برخى‌شان به برخى روى نموده و از همديگر پرس‌وجو مى‌كنند.
  1. محمدمهدی فولادوندگوينده‌اى از آنان مى‌گويد: «راستى من [در دنيا] همنشينى داشتم،
  1. محمدمهدی فولادوند[كه به من‌] مى‌گفت: «آيا واقعاً تو از باوردارندگانى؟
  1. محمدمهدی فولادوندآيا وقتى مُرديم و خاك و [مشتى‌] استخوان شديم، آيا واقعاً جزا مى‌يابيم؟»
  1. محمدمهدی فولادوند[مؤمن‌] مى‌پرسد: «آيا شما اطلاع داريد [كجاست‌]؟»
  1. محمدمهدی فولادوندپس اطلاع حاصل مى‌كند، و او را در ميان آتش مى‌بيند!
  1. محمدمهدی فولادوند[و] مى‌گويد: «به خدا سوگند، چيزى نمانده بود كه تو مرا به هلاكت اندازى.
  1. محمدمهدی فولادوندو اگر رحمت پروردگارم نبود، هرآينه من [نيز] از احضارشدگان بودم.»
  1. محمدمهدی فولادوند[و از روى شوق مى‌گويد:] «آيا ديگر روى مرگ نمى‌بينيم،
  1. محمدمهدی فولادوندجز همان مرگ نخستين خود؟ و ما هرگز عذاب نخواهيم شد؟!
  1. محمدمهدی فولادوندراستى كه اين همان كاميابى بزرگ است!»
  1. محمدمهدی فولادوندبراى چنين [پاداشى‌] بايد كوشندگان بكوشند.
  1. محمدمهدی فولادوندآيا از نظر پذيرايى اين بهتر است يا درخت زقوم؟!
  1. محمدمهدی فولادونددر حقيقت، ما آن را براى ستمگران [مايه آزمايش و] عذابى گردانيديم.
  1. محمدمهدی فولادوندآن، درختى است كه از قعر آتش سوزان مى‌رويد،
  1. محمدمهدی فولادوندميوه‌اش گويى چون كله‌هاى شياطين است،
  1. محمدمهدی فولادوندپس [دوزخيان‌] حتماً از آن مى‌خورند و شكمها را از آن پر مى‌كنند،
  1. محمدمهدی فولادوندسپس ايشان را بر سر آن، آميغى از آب جوشان است؛
  1. محمدمهدی فولادوندآنگاه بازگشتشان بى‌گمان به سوى دوزخ است.
  1. محمدمهدی فولادوندآنها پدران خود را گمراه يافتند،
  1. محمدمهدی فولادوندپس ايشان به دنبال آنها مى‌شتابند!
  1. محمدمهدی فولادوندو قطعاً پيش از آنها بيشتر پيشينيان به گمراهى افتادند.
  1. محمدمهدی فولادوندو حال آنكه مسلماً در ميانشان هشداردهندگانى فرستاديم.
  1. محمدمهدی فولادوندپس ببين فرجام هشدارداده‌شدگان چگونه بود!
  1. محمدمهدی فولادوندبه استثناى بندگان پاكدل خدا!
  1. محمدمهدی فولادوندو نوح، ما را ندا داد، و چه نيك اجابت‌كننده بوديم!
  1. محمدمهدی فولادوندو او و كسانش را از اندوه بزرگ رهانيديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو [تنها] نسل او را باقى گذاشتيم.
  1. محمدمهدی فولادوندو در ميان آيندگان [آوازه نيك‌] او را بر جاى گذاشتيم.
  1. محمدمهدی فولادونددرود بر نوح در ميان جهانيان!
  1. محمدمهدی فولادوندما اين گونه نيكوكاران را پاداش مى‌دهيم.
  1. محمدمهدی فولادوندبه راستى او از بندگان مؤمن ما بود.
  1. محمدمهدی فولادوندسپس ديگران را غرق كرديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو بى‌گمان، ابراهيم از پيروان اوست.
  1. محمدمهدی فولادوندآنگاه كه با دلى پاك به [پيشگاه‌] پروردگارش آمد.
  1. محمدمهدی فولادوندچون به پدر[خوانده‌] و قوم خود گفت: «چه مى‌پرستيد؟
  1. محمدمهدی فولادوندآيا غير از آنها، به دروغ، خدايانى [ديگر] مى‌خواهيد؟!
  1. محمدمهدی فولادوندپس گمانتان به پروردگار جهانها چيست؟»
  1. محمدمهدی فولادوندپس نظرى به ستارگان افكند،
  1. محمدمهدی فولادوندو گفت: «من كسالت دارم!»
  1. محمدمهدی فولادوندپس پشت‌كنان از او روى برتافتند!
  1. محمدمهدی فولادوندتا نهانى به سوى خدايانشان رفت و [به ريشخند] گفت: «آيا غذا نمى‌خوريد؟
  1. محمدمهدی فولادوندشما را چه شده كه سخن نمى‌گوييد؟!»
  1. محمدمهدی فولادوندپس با دست راست، بر سر آنها زدن گرفت!
  1. محمدمهدی فولادوندتا دوان دوان سوى او روى‌آور شدند.
  1. محمدمهدی فولادوند[ابراهيم‌] گفت: «آيا آنچه را مى‌تراشيد، مى‌پرستيد؟
  1. محمدمهدی فولادوندبا اينكه خدا شما و آنچه را كه برمى‌سازيد آفريده است!»
  1. محمدمهدی فولادوندگفتند: «برايش [كوره‌]خانه‌اى بسازيد و در آتشش بيندازيد»
  1. محمدمهدی فولادوندپس خواستند به از نيرنگى زنند؛ و[لى‌] ما آنان را پست گردانيديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو [ابراهيم‌] گفت: «من به سوى پروردگارم رهسپارم، زودا كه مرا راه نمايد!»
  1. محمدمهدی فولادوند«اى پروردگار من! مرا [فرزندى‌] از شايستگان بخش.»
  1. محمدمهدی فولادوندپس او را به پسرى بردبار مژده داديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو وقتى با او به جايگاه «سعى» رسيد، گفت: «اى پسرك من! من در خواب [چنين‌] مى‌بينم كه تو را سَرْ مى‌بُرم، پس ببين چه به نظرت مى‌آيد؟» گفت: «اى پدر من! آنچه را مأمورى بكن! ان شاء الله مرا از شكيبايان خواهى يافت.»
  1. محمدمهدی فولادوندپس وقتى هر دو تن دردادند [و همديگر را بدرود گفتند] و [پسر] را به پيشانى بر خاك افكند،
  1. محمدمهدی فولادونداو را ندا داديم كه اى ابراهيم!
  1. محمدمهدی فولادوندرؤيا[ى خود] را حقيقت بخشيدى! ما نيكوكاران را چنين پاداش مى‌دهيم!
  1. محمدمهدی فولادوندراستى كه اين همان آزمايش آشكار بود!
  1. محمدمهدی فولادوندو او را در ازاى قربانى بزرگى باز رهانيديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو در [ميان‌] آيندگان براى او [آوازه نيك‌] به جاى گذاشتيم.
  1. محمدمهدی فولادونددرود بر ابراهيم!
  1. محمدمهدی فولادوندنيكوكاران را چنين پاداش مى‌دهيم.
  1. محمدمهدی فولادونددر حقيقت، او از بندگان با ايمان ما بود.
  1. محمدمهدی فولادوندو او را به اسحاق كه پيامبرى از [جمله‌] شايستگان است مژده داديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو به او و به اسحاق بركت داديم، و از نسل آن دو برخى نيكوكار و [برخى‌] آشكارا به خود ستمكار بودند.
  1. محمدمهدی فولادوندو در حقيقت، بر موسى و هارون منت نهاديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو آن دو و قومشان را از اندوه بزرگ رهانيديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو آنان را يارى داديم تا ايشان غالب آمدند.
  1. محمدمهدی فولادوندو آن دو را كتاب روشن داديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو هر دو را به راه راست هدايت كرديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو براى آن دو در [ميان‌] آيندگان [نام نيك‌] به جاى گذاشتيم.
  1. محمدمهدی فولادونددرود بر موسى و هارون!
  1. محمدمهدی فولادوندما نيكوكاران را چنين پاداش مى‌دهيم،
  1. محمدمهدی فولادوندزيرا آن دو از بندگان با ايمان ما بودند.
  1. محمدمهدی فولادوندو به راستى الياس از فرستادگان [ما] بود.
  1. محمدمهدی فولادوندچون به قوم خود گفت: «آيا پروا نمى‌داريد؟
  1. محمدمهدی فولادوندآيا «بعل» را مى‌پرستيد و بهترين آفرينندگان را وامى‌گذاريد؟!
  1. محمدمهدی فولادوند[يعنى:] خدا را كه پروردگار شما و پروردگار پدران پيشين شماست؟!
  1. محمدمهدی فولادوندپس او را دروغگو شمردند، و قطعاً آنها [در آتش‌] احضار خواهند شد-
  1. محمدمهدی فولادوندمگر بندگان پاكدين خدا.
  1. محمدمهدی فولادوندو براى او در [ميان‌] آيندگان [آوازه نيك‌] به جاى گذاشتيم.
  1. محمدمهدی فولادونددرود بر پيروان الياس!
  1. محمدمهدی فولادوندما نيكوكاران را اين گونه پاداش مى‌دهيم،
  1. محمدمهدی فولادوندزيرا او از بندگان با ايمان ما بود.
  1. محمدمهدی فولادوندو در حقيقت، لوط از زمره فرستادگان بود.
  1. محمدمهدی فولادوندآنگاه كه او و همه كسانش را رهانيديم-
  1. محمدمهدی فولادوندجز پيرزنى كه در ميان باقى‌ماندگان [و خاكسترشدگان‌] بود-
  1. محمدمهدی فولادوندسپس ديگران را هلاك كرديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو در حقيقت، شما بر آنان صبحگاهان
  1. محمدمهدی فولادوندو شامگاهان مى‌گذريد! آيا به فكر فرو نمى‌رويد؟!
  1. محمدمهدی فولادوندو در حقيقت، يونس از زمره فرستادگان بود.
  1. محمدمهدی فولادوندآنگاه كه به سوى كشتى پر، بگريخت!
  1. محمدمهدی فولادوندپس [سرنشينان‌] با هم قرعه انداختند و [يونس‌] از باختگان شد.
  1. محمدمهدی فولادوند[او را به دريا افكندند] و عنبرماهى او را بلعيد در حالى كه او نكوهشگر خويش بود!
  1. محمدمهدی فولادوندو اگر او از زمره تسبيح‌كنندگان نبود،
  1. محمدمهدی فولادوندقطعاً تا روزى كه برانگيخته مى‌شوند، در شكم آن [ماهى‌] مى‌ماند!
  1. محمدمهدی فولادوندپس او را در حالى كه ناخوش بود به زمين خشكى افكنديم!
  1. محمدمهدی فولادوندو بر بالاى [سرِ] او درختى از [نوع‌] كدوبُن رويانيديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو او را به سوى يكصدهزار [نفر از ساكنان نينوا] يا بيشتر روانه كرديم.
  1. محمدمهدی فولادوندپس ايمان آوردند و تا چندى برخوردارشان كرديم.
  1. محمدمهدی فولادوندپس، از مشركان جويا شو: آيا پروردگارت را دختران و آنان را پسران است؟!
  1. محمدمهدی فولادونديا فرشتگان را مادينه آفريديم و آنان شاهد بودند؟
  1. محمدمهدی فولادوندهش‌دار كه اينان از دروغ پردازى خود قطعاً خواهند گفت:
  1. محمدمهدی فولادوند«خدا فرزند آورده!» در حالى كه آنها قطعاً دروغگويانند!
  1. محمدمهدی فولادوندآيا [خدا] دختران را بر پسران برگزيده است؟
  1. محمدمهدی فولادوندشما را چه شده؟ چگونه داورى مى‌كنيد؟
  1. محمدمهدی فولادوندآيا سرِ پند گرفتن نداريد؟!
  1. محمدمهدی فولادونديا دليلى آشكار [در دست‌] داريد؟
  1. محمدمهدی فولادوندپس اگر راست مى‌گوييد كتابتان را بياوريد.
  1. محمدمهدی فولادوندو ميان خدا و جن‌ها پيوندى انگاشتند و حال آنكه جنيان نيك دانسته‌اند كه [براى حساب پس‌دادن،] خودشان احضار خواهند شد.
  1. محمدمهدی فولادوندخدا منزه است از آنچه در وصف مى‌آورند.
  1. محمدمهدی فولادوندبه استثناى بندگان پاكدل خدا.
  1. محمدمهدی فولادونددر حقيقت، شما و آنچه [كه شما آن را] مى‌پرستيد،
  1. محمدمهدی فولادوندبر ضد او گمراه‌گر نيستيد،
  1. محمدمهدی فولادوندمگر كسى را كه به دوزخ رفتنى است!
  1. محمدمهدی فولادوندو هيچ يك از ما [فرشتگان‌] نيست مگر [اينكه‌] براى او [مقام و] مرتبه‌اى معيّن است.
  1. محمدمهدی فولادوندو در حقيقت، ماييم كه [براى انجام فرمان خدا] صف بسته‌ايم.
  1. محمدمهدی فولادوندو ماييم كه خود تسبيح‌گويانيم.
  1. محمدمهدی فولادوندو [مشركان‌] به تأكيد مى‌گفتند:
  1. محمدمهدی فولادوند«اگر پند [نامه‌ا]ى از پيشينيان نزد ما بود،
  1. محمدمهدی فولادوندقطعاً از بندگان خالص خدا مى‌شديم!»
  1. محمدمهدی فولادوندولى [وقتى قرآن آمد] به آن كافر شدند، و زودا كه بدانند!
  1. محمدمهدی فولادوندو قطعاً فرمان ما در باره بندگان فرستاده ما از پيش [چنين‌] رفته است:
  1. محمدمهدی فولادوندكه آنان [بر دشمنان خودشان‌] حتماً پيروز خواهند شد.
  1. محمدمهدی فولادوندو سپاه ما هرآينه غالب‌آيندگانند.
  1. محمدمهدی فولادوندپس تا مدتى [معيّن‌] از آنان روى برتاب.
  1. محمدمهدی فولادوندو آنان را بنگر كه خواهند ديد.
  1. محمدمهدی فولادوندآيا عذاب ما را شتابزده خواستارند؟
  1. محمدمهدی فولادوند[پس هشدارداده‌شدگان را] آنگاه كه عذاب به خانه آنان فرود آيد چه بد صبحگاهى است!
  1. محمدمهدی فولادوندو از ايشان تا مدتى [معيّن‌] روى برتاب.
  1. محمدمهدی فولادوندو بنگر كه خواهند ديد!
  1. محمدمهدی فولادوندمنزه است پروردگار تو، پروردگار شكوهمند، از آنچه وصف مى‌كنند.
  1. محمدمهدی فولادوندو درود بر فرستادگان!
  1. محمدمهدی فولادوندو ستايش، ويژه خدا، پروردگار جهانهاست.