الصافات
الصافات
خط
ترجمهها
روی یک کلمهٔ عربی بزنید تا خوانش، ساختار و ریشهٔ آن باز شود.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
- محمدمهدی فولادوندسوگند به صف بستگان -كه صفى [با شكوه] بستهاند-
- محمدمهدی فولادوندو به زجركنندگان -كه به سختى زجر مىكنند-
- محمدمهدی فولادوندو به تلاوتكنندگان [آيات الهى]!
- محمدمهدی فولادوندكه قطعاً معبود شما يگانه است!
- محمدمهدی فولادوندپروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است، و پروردگار خاورها!
- محمدمهدی فولادوندما آسمان اين دنيا را به زيور اختران آراستيم!
- محمدمهدی فولادوندو [آن را] از هر شيطان سركشى نگاه داشتيم!
- محمدمهدی فولادوند[به طورى كه] نمىتوانند به انبوه [فرشتگان] عالَم بالا گوش فرا دهند، و از هر سوى پرتاب مىشوند.
- محمدمهدی فولادوندبا شدت به دور رانده مىشوند، و برايشان عذابى دايم است.
- محمدمهدی فولادوندمگر كسى كه [از سخن بالاييان] يكباره استراق سمع كند، كه شهابى شكافنده از پى او مىتازد!
- محمدمهدی فولادوندپس، [از كافران] بپرس: آيا ايشان [از نظر] آفرينش سختترند يا كسانى كه [در آسمانها] خلق كرديم؟ ما آنان را از گِلى چسبنده پديد آورديم.
- محمدمهدی فولادوندبلكه عجب مىدارى و [آنها] ريشخند مىكنند!
- محمدمهدی فولادوندو چون پند داده شوند عبرت نمىگيرند.
- محمدمهدی فولادوندو چون آيتى ببينند به ريشخند مىپردازند!
- محمدمهدی فولادوندو مىگويند: «اين جز سحرى آشكار نيست.»
- محمدمهدی فولادوند«آيا چون مرديم و خاك و استخوانهاى [خُرد] گرديديم، آيا راستى برانگيخته مىشويم؟
- محمدمهدی فولادوندو همين طور پدران اوّليه ما؟!»
- محمدمهدی فولادوندبگو: «آرى! در حالى كه شما خواريد!»
- محمدمهدی فولادوندو آن تنها يك فرياد است و بس! و بناگاه آنان به تماشا خيزند!
- محمدمهدی فولادوندو مىگويند: «اى واى بر ما! اين است روز جزا!»
- محمدمهدی فولادونداين است همان روز داورى كه آن را تكذيب مىكرديد!
- محمدمهدی فولادوندكسانى را كه ستم كردهاند، با همرديفانشان و آنچه غير از خدا مىپرستيدهاند،
- محمدمهدی فولادوندگِرد آوريد و به سوى راه جهنم رهبرىشان كنيد!
- محمدمهدی فولادوندو بازداشتشان نماييد كه آنها مسؤولند!
- محمدمهدی فولادوندشما را چه شده است كه همديگر را يارى نمىكنيد؟!
- محمدمهدی فولادوند[نه!] بلكه امروز آنان از در تسليم درآمدگانند!
- محمدمهدی فولادوندو بعضى روى به بعضى ديگر مىآورند [و] از يكديگر مىپرسند!
- محمدمهدی فولادوند[و] مىگويند: «شما [ظاهراً] از درِ راستى با ما درمىآمديد [و خود را حق به جانب مىنموديد]!»
- محمدمهدی فولادوند[متّهمان] مىگويند: «[نه!] بلكه با ايمان نبوديد.
- محمدمهدی فولادوندو ما را بر شما هيچ تسلطى نبود، بلكه خودتان سركش بوديد.
- محمدمهدی فولادوندپس فرمان پروردگارمان بر ما سزاوار آمد؛ ما واقعاً بايد [عذاب را] بچشيم!
- محمدمهدی فولادوندو شما را گمراه كرديم، زيرا خودمان گمراه بوديم!»
- محمدمهدی فولادوندپس، در حقيقت، آنان در آن روز در عذاب شريك يكديگرند!
- محمدمهدی فولادوند[آرى،] ما با مجرمان چنين رفتار مىكنيم!
- محمدمهدی فولادوندچرا كه آنان بودند كه وقتى به ايشان گفته مىشد: «خدايى جز خداى يگانه نيست»، تكبر مىورزيدند!
- محمدمهدی فولادوندو مىگفتند: «آيا ما براى شاعرى ديوانه دست از خدايانمان برداريم؟!»
- محمدمهدی فولادوندولى نه! [او] حقيقت را آورده و فرستادگان را تصديق كرده است.
- محمدمهدی فولادونددر واقع، شما عذاب پر درد را خواهيد چشيد!
- محمدمهدی فولادوندو جز آنچه مىكرديد جزا نمىيابيد!
- محمدمهدی فولادوندمگر بندگان پاكدل خدا!
- محمدمهدی فولادوندآنان روزىِ معيّن خواهند داشت.
- محمدمهدی فولادوند[انواع] ميوهها! و آنان مورد احترام خواهند بود.
- محمدمهدی فولادونددر باغهاى پر نعمت!
- محمدمهدی فولادوندبر سريرها در برابر همديگر [مىنشينند].
- محمدمهدی فولادوندبا جامى از باده ناب پيرامونشان به گردش درمىآيند؛
- محمدمهدی فولادوند[بادهاى] سخت سپيد كه نوشندگان را لذتى [خاص] مىدهد؛
- محمدمهدی فولادوندنه در آن فساد عقل است و نه ايشان از آن به بدمستى [و فرسودگى] مىافتند!
- محمدمهدی فولادوندو نزدشان [دلبرانى] فروهشتهنگاه و فراخديده باشند!
- محمدمهدی فولادوند[از شدّت سپيدى] گويى تخم شتر مرغ [زير پَرَ]ند!
- محمدمهدی فولادوندپس برخىشان به برخى روى نموده و از همديگر پرسوجو مىكنند.
- محمدمهدی فولادوندگويندهاى از آنان مىگويد: «راستى من [در دنيا] همنشينى داشتم،
- محمدمهدی فولادوند[كه به من] مىگفت: «آيا واقعاً تو از باوردارندگانى؟
- محمدمهدی فولادوندآيا وقتى مُرديم و خاك و [مشتى] استخوان شديم، آيا واقعاً جزا مىيابيم؟»
- محمدمهدی فولادوند[مؤمن] مىپرسد: «آيا شما اطلاع داريد [كجاست]؟»
- محمدمهدی فولادوندپس اطلاع حاصل مىكند، و او را در ميان آتش مىبيند!
- محمدمهدی فولادوند[و] مىگويد: «به خدا سوگند، چيزى نمانده بود كه تو مرا به هلاكت اندازى.
- محمدمهدی فولادوندو اگر رحمت پروردگارم نبود، هرآينه من [نيز] از احضارشدگان بودم.»
- محمدمهدی فولادوند[و از روى شوق مىگويد:] «آيا ديگر روى مرگ نمىبينيم،
- محمدمهدی فولادوندجز همان مرگ نخستين خود؟ و ما هرگز عذاب نخواهيم شد؟!
- محمدمهدی فولادوندراستى كه اين همان كاميابى بزرگ است!»
- محمدمهدی فولادوندبراى چنين [پاداشى] بايد كوشندگان بكوشند.
- محمدمهدی فولادوندآيا از نظر پذيرايى اين بهتر است يا درخت زقوم؟!
- محمدمهدی فولادونددر حقيقت، ما آن را براى ستمگران [مايه آزمايش و] عذابى گردانيديم.
- محمدمهدی فولادوندآن، درختى است كه از قعر آتش سوزان مىرويد،
- محمدمهدی فولادوندميوهاش گويى چون كلههاى شياطين است،
- محمدمهدی فولادوندپس [دوزخيان] حتماً از آن مىخورند و شكمها را از آن پر مىكنند،
- محمدمهدی فولادوندسپس ايشان را بر سر آن، آميغى از آب جوشان است؛
- محمدمهدی فولادوندآنگاه بازگشتشان بىگمان به سوى دوزخ است.
- محمدمهدی فولادوندآنها پدران خود را گمراه يافتند،
- محمدمهدی فولادوندپس ايشان به دنبال آنها مىشتابند!
- محمدمهدی فولادوندو قطعاً پيش از آنها بيشتر پيشينيان به گمراهى افتادند.
- محمدمهدی فولادوندو حال آنكه مسلماً در ميانشان هشداردهندگانى فرستاديم.
- محمدمهدی فولادوندپس ببين فرجام هشداردادهشدگان چگونه بود!
- محمدمهدی فولادوندبه استثناى بندگان پاكدل خدا!
- محمدمهدی فولادوندو نوح، ما را ندا داد، و چه نيك اجابتكننده بوديم!
- محمدمهدی فولادوندو او و كسانش را از اندوه بزرگ رهانيديم.
- محمدمهدی فولادوندو [تنها] نسل او را باقى گذاشتيم.
- محمدمهدی فولادوندو در ميان آيندگان [آوازه نيك] او را بر جاى گذاشتيم.
- محمدمهدی فولادونددرود بر نوح در ميان جهانيان!
- محمدمهدی فولادوندما اين گونه نيكوكاران را پاداش مىدهيم.
- محمدمهدی فولادوندبه راستى او از بندگان مؤمن ما بود.
- محمدمهدی فولادوندسپس ديگران را غرق كرديم.
- محمدمهدی فولادوندو بىگمان، ابراهيم از پيروان اوست.
- محمدمهدی فولادوندآنگاه كه با دلى پاك به [پيشگاه] پروردگارش آمد.
- محمدمهدی فولادوندچون به پدر[خوانده] و قوم خود گفت: «چه مىپرستيد؟
- محمدمهدی فولادوندآيا غير از آنها، به دروغ، خدايانى [ديگر] مىخواهيد؟!
- محمدمهدی فولادوندپس گمانتان به پروردگار جهانها چيست؟»
- محمدمهدی فولادوندپس نظرى به ستارگان افكند،
- محمدمهدی فولادوندو گفت: «من كسالت دارم!»
- محمدمهدی فولادوندپس پشتكنان از او روى برتافتند!
- محمدمهدی فولادوندتا نهانى به سوى خدايانشان رفت و [به ريشخند] گفت: «آيا غذا نمىخوريد؟
- محمدمهدی فولادوندشما را چه شده كه سخن نمىگوييد؟!»
- محمدمهدی فولادوندپس با دست راست، بر سر آنها زدن گرفت!
- محمدمهدی فولادوندتا دوان دوان سوى او روىآور شدند.
- محمدمهدی فولادوند[ابراهيم] گفت: «آيا آنچه را مىتراشيد، مىپرستيد؟
- محمدمهدی فولادوندبا اينكه خدا شما و آنچه را كه برمىسازيد آفريده است!»
- محمدمهدی فولادوندگفتند: «برايش [كوره]خانهاى بسازيد و در آتشش بيندازيد»
- محمدمهدی فولادوندپس خواستند به از نيرنگى زنند؛ و[لى] ما آنان را پست گردانيديم.
- محمدمهدی فولادوندو [ابراهيم] گفت: «من به سوى پروردگارم رهسپارم، زودا كه مرا راه نمايد!»
- محمدمهدی فولادوند«اى پروردگار من! مرا [فرزندى] از شايستگان بخش.»
- محمدمهدی فولادوندپس او را به پسرى بردبار مژده داديم.
- محمدمهدی فولادوندو وقتى با او به جايگاه «سعى» رسيد، گفت: «اى پسرك من! من در خواب [چنين] مىبينم كه تو را سَرْ مىبُرم، پس ببين چه به نظرت مىآيد؟» گفت: «اى پدر من! آنچه را مأمورى بكن! ان شاء الله مرا از شكيبايان خواهى يافت.»
- محمدمهدی فولادوندپس وقتى هر دو تن دردادند [و همديگر را بدرود گفتند] و [پسر] را به پيشانى بر خاك افكند،
- محمدمهدی فولادونداو را ندا داديم كه اى ابراهيم!
- محمدمهدی فولادوندرؤيا[ى خود] را حقيقت بخشيدى! ما نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم!
- محمدمهدی فولادوندراستى كه اين همان آزمايش آشكار بود!
- محمدمهدی فولادوندو او را در ازاى قربانى بزرگى باز رهانيديم.
- محمدمهدی فولادوندو در [ميان] آيندگان براى او [آوازه نيك] به جاى گذاشتيم.
- محمدمهدی فولادونددرود بر ابراهيم!
- محمدمهدی فولادوندنيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم.
- محمدمهدی فولادونددر حقيقت، او از بندگان با ايمان ما بود.
- محمدمهدی فولادوندو او را به اسحاق كه پيامبرى از [جمله] شايستگان است مژده داديم.
- محمدمهدی فولادوندو به او و به اسحاق بركت داديم، و از نسل آن دو برخى نيكوكار و [برخى] آشكارا به خود ستمكار بودند.
- محمدمهدی فولادوندو در حقيقت، بر موسى و هارون منت نهاديم.
- محمدمهدی فولادوندو آن دو و قومشان را از اندوه بزرگ رهانيديم.
- محمدمهدی فولادوندو آنان را يارى داديم تا ايشان غالب آمدند.
- محمدمهدی فولادوندو آن دو را كتاب روشن داديم.
- محمدمهدی فولادوندو هر دو را به راه راست هدايت كرديم.
- محمدمهدی فولادوندو براى آن دو در [ميان] آيندگان [نام نيك] به جاى گذاشتيم.
- محمدمهدی فولادونددرود بر موسى و هارون!
- محمدمهدی فولادوندما نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم،
- محمدمهدی فولادوندزيرا آن دو از بندگان با ايمان ما بودند.
- محمدمهدی فولادوندو به راستى الياس از فرستادگان [ما] بود.
- محمدمهدی فولادوندچون به قوم خود گفت: «آيا پروا نمىداريد؟
- محمدمهدی فولادوندآيا «بعل» را مىپرستيد و بهترين آفرينندگان را وامىگذاريد؟!
- محمدمهدی فولادوند[يعنى:] خدا را كه پروردگار شما و پروردگار پدران پيشين شماست؟!
- محمدمهدی فولادوندپس او را دروغگو شمردند، و قطعاً آنها [در آتش] احضار خواهند شد-
- محمدمهدی فولادوندمگر بندگان پاكدين خدا.
- محمدمهدی فولادوندو براى او در [ميان] آيندگان [آوازه نيك] به جاى گذاشتيم.
- محمدمهدی فولادونددرود بر پيروان الياس!
- محمدمهدی فولادوندما نيكوكاران را اين گونه پاداش مىدهيم،
- محمدمهدی فولادوندزيرا او از بندگان با ايمان ما بود.
- محمدمهدی فولادوندو در حقيقت، لوط از زمره فرستادگان بود.
- محمدمهدی فولادوندآنگاه كه او و همه كسانش را رهانيديم-
- محمدمهدی فولادوندجز پيرزنى كه در ميان باقىماندگان [و خاكسترشدگان] بود-
- محمدمهدی فولادوندسپس ديگران را هلاك كرديم.
- محمدمهدی فولادوندو در حقيقت، شما بر آنان صبحگاهان
- محمدمهدی فولادوندو شامگاهان مىگذريد! آيا به فكر فرو نمىرويد؟!
- محمدمهدی فولادوندو در حقيقت، يونس از زمره فرستادگان بود.
- محمدمهدی فولادوندآنگاه كه به سوى كشتى پر، بگريخت!
- محمدمهدی فولادوندپس [سرنشينان] با هم قرعه انداختند و [يونس] از باختگان شد.
- محمدمهدی فولادوند[او را به دريا افكندند] و عنبرماهى او را بلعيد در حالى كه او نكوهشگر خويش بود!
- محمدمهدی فولادوندو اگر او از زمره تسبيحكنندگان نبود،
- محمدمهدی فولادوندقطعاً تا روزى كه برانگيخته مىشوند، در شكم آن [ماهى] مىماند!
- محمدمهدی فولادوندپس او را در حالى كه ناخوش بود به زمين خشكى افكنديم!
- محمدمهدی فولادوندو بر بالاى [سرِ] او درختى از [نوع] كدوبُن رويانيديم.
- محمدمهدی فولادوندو او را به سوى يكصدهزار [نفر از ساكنان نينوا] يا بيشتر روانه كرديم.
- محمدمهدی فولادوندپس ايمان آوردند و تا چندى برخوردارشان كرديم.
- محمدمهدی فولادوندپس، از مشركان جويا شو: آيا پروردگارت را دختران و آنان را پسران است؟!
- محمدمهدی فولادونديا فرشتگان را مادينه آفريديم و آنان شاهد بودند؟
- محمدمهدی فولادوندهشدار كه اينان از دروغ پردازى خود قطعاً خواهند گفت:
- محمدمهدی فولادوند«خدا فرزند آورده!» در حالى كه آنها قطعاً دروغگويانند!
- محمدمهدی فولادوندآيا [خدا] دختران را بر پسران برگزيده است؟
- محمدمهدی فولادوندشما را چه شده؟ چگونه داورى مىكنيد؟
- محمدمهدی فولادوندآيا سرِ پند گرفتن نداريد؟!
- محمدمهدی فولادونديا دليلى آشكار [در دست] داريد؟
- محمدمهدی فولادوندپس اگر راست مىگوييد كتابتان را بياوريد.
- محمدمهدی فولادوندو ميان خدا و جنها پيوندى انگاشتند و حال آنكه جنيان نيك دانستهاند كه [براى حساب پسدادن،] خودشان احضار خواهند شد.
- محمدمهدی فولادوندخدا منزه است از آنچه در وصف مىآورند.
- محمدمهدی فولادوندبه استثناى بندگان پاكدل خدا.
- محمدمهدی فولادونددر حقيقت، شما و آنچه [كه شما آن را] مىپرستيد،
- محمدمهدی فولادوندبر ضد او گمراهگر نيستيد،
- محمدمهدی فولادوندمگر كسى را كه به دوزخ رفتنى است!
- محمدمهدی فولادوندو هيچ يك از ما [فرشتگان] نيست مگر [اينكه] براى او [مقام و] مرتبهاى معيّن است.
- محمدمهدی فولادوندو در حقيقت، ماييم كه [براى انجام فرمان خدا] صف بستهايم.
- محمدمهدی فولادوندو ماييم كه خود تسبيحگويانيم.
- محمدمهدی فولادوندو [مشركان] به تأكيد مىگفتند:
- محمدمهدی فولادوند«اگر پند [نامها]ى از پيشينيان نزد ما بود،
- محمدمهدی فولادوندقطعاً از بندگان خالص خدا مىشديم!»
- محمدمهدی فولادوندولى [وقتى قرآن آمد] به آن كافر شدند، و زودا كه بدانند!
- محمدمهدی فولادوندو قطعاً فرمان ما در باره بندگان فرستاده ما از پيش [چنين] رفته است:
- محمدمهدی فولادوندكه آنان [بر دشمنان خودشان] حتماً پيروز خواهند شد.
- محمدمهدی فولادوندو سپاه ما هرآينه غالبآيندگانند.
- محمدمهدی فولادوندپس تا مدتى [معيّن] از آنان روى برتاب.
- محمدمهدی فولادوندو آنان را بنگر كه خواهند ديد.
- محمدمهدی فولادوندآيا عذاب ما را شتابزده خواستارند؟
- محمدمهدی فولادوند[پس هشداردادهشدگان را] آنگاه كه عذاب به خانه آنان فرود آيد چه بد صبحگاهى است!
- محمدمهدی فولادوندو از ايشان تا مدتى [معيّن] روى برتاب.
- محمدمهدی فولادوندو بنگر كه خواهند ديد!
- محمدمهدی فولادوندمنزه است پروردگار تو، پروردگار شكوهمند، از آنچه وصف مىكنند.
- محمدمهدی فولادوندو درود بر فرستادگان!
- محمدمهدی فولادوندو ستايش، ويژه خدا، پروردگار جهانهاست.