ص

ص

سوره 38 · مکی · 88 آیه · ترتیب نزول: 38

خط
ترجمه‌ها

روی یک کلمهٔ عربی بزنید تا خوانش، ساختار و ریشهٔ آن باز شود.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
  1. محمدمهدی فولادوندصاد. سوگند به قرآن پراندرز!
  1. محمدمهدی فولادوندآرى، آنان كه كفر ورزيدند در سركشى و ستيزه‌اند.
  1. محمدمهدی فولادوندچه بسيار نسلها كه پيش از ايشان هلاك كرديم كه [ما را] به فرياد خواندند، و[لى‌] ديگر مجال گريز نبود.
  1. محمدمهدی فولادوندو از اينكه هشداردهنده‌اى از خودشان برايشان آمده درشگفتند، و كافران مى گويند: «اين، ساحرى شيّاد است.
  1. محمدمهدی فولادوندآيا خدايان [متعدد] را خداى واحدى قرار داده؟ اين واقعاً چيز عجيبى است.»
  1. محمدمهدی فولادوندو بزرگانشان روان شدند [و گفتند:] «برويد و بر خدايان خود ايستادگى نماييد كه اين امر قطعاً هدف [ما]ست.
  1. محمدمهدی فولادوند[از طرفى‌] اين [مطلب‌] را در آيين اخير [عيسوى هم‌] نشنيده‌ايم، اين [ادّعا] جز دروغ‌بافى نيست.
  1. محمدمهدی فولادوندآيا از ميان ما قرآن بر او نازل شده است؟» [نه!] بلكه آنان در باره قرآنِ من دودلند. [نه،] بلكه هنوز عذاب [مرا] نچشيده‌اند.
  1. محمدمهدی فولادوندآيا گنجينه‌هاى رحمت پروردگار ارجمندِ بسيار بخشنده تو نزد ايشان است؟
  1. محمدمهدی فولادوندآيا فرمانروايى آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است از آنِ ايشان است؟ [اگر چنين است‌] پس [با چنگ زدن‌] در آن اسباب به بالا روند.
  1. محمدمهدی فولادونداين سپاهك دسته‌هاى دشمن در آنجا [=بَدْر] در هم شكستنى‌اند.
  1. محمدمهدی فولادوندپيش از ايشان قوم نوح و عاد و فرعونِ صاحب [عمارت و] خرگاهها تكذيب كردند.
  1. محمدمهدی فولادوندو ثمود و قوم لوط و اصحاب ايكه [نيز به تكذيب پرداختند] آنها دسته‌هاى مخالف بودند.
  1. محمدمهدی فولادوندهيچ كدام نبودند كه پيامبران [ما] را تكذيب نكنند، پس عقوبت [من بر آنان‌] سزاوار آمد.
  1. محمدمهدی فولادوندو اينان جز يك فرياد را انتظار نمى‌بَرند كه هيچ [مجال‌] سر خاراندنى در آن نيست.
  1. محمدمهدی فولادوندو گفتند: «پروردگارا، پيش از [رسيدن‌] روز حساب، بهره ما را [از عذاب‌] به شتاب به ما بده.»
  1. محمدمهدی فولادوندبر آنچه مى‌گويند صبر كن، و داوود، بنده ما را كه داراى امكانات [متعدّد] بود به ياد آور؛ آرى، او بسيار بازگشت‌كننده [به سوى خدا] بود.
  1. محمدمهدی فولادوندما كوهها را با او مسخّر ساختيم [كه‌] شامگاهان و بامدادان خداوند را نيايش مى‌كردند.
  1. محمدمهدی فولادوندو پرندگان را از هر سو [بر او] گرد [آورديم‌] همگى [به نواى دلنوازش‌] به سوى او بازگشت‌كننده [و خدا را ستايشگر] بودند.
  1. محمدمهدی فولادوندو پادشاهيش را استوار كرديم و او را حكمت و كلام فيصله‌دهنده عطا كرديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو آيا خبر دادخواهان -چون از نمازخانه [او] بالا رفتند- به تو رسيد؟
  1. محمدمهدی فولادوندوقتى [به طور ناگهانى‌] بر داوود درآمدند، و او از آنان به هراس افتاد، گفتند: «مترس، [ما] دو مدّعى [هستيم‌] كه يكى از ما بر ديگرى تجاوز كرده، پس ميان ما به حق داورى كن، و از حق دور مشو، و ما را به راه راست راهبر باش.»
  1. محمدمهدی فولادوند«اين [شخص‌] برادر من است. او را نود و نه ميش، و مرا يك ميش است، و مى‌گويد: آن را به من بسپار، و در سخنورى بر من غالب آمده است.»
  1. محمدمهدی فولادوند[داوود] گفت: «قطعاً او در مطالبه ميش تو [اضافه‌] بر ميش‌هاى خودش، بر تو ستم كرده، و در حقيقت بسيارى از شريكان به همديگر ستم روا مى‌دارند، به استثناى كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند، و اينها بس اندكند، و داوود دانست كه ما او را آزمايش كرده‌ايم. پس، از پروردگارش آمرزش خواست و به رو درافتاد و توبه كرد.
  1. محمدمهدی فولادوندو بر او اين [ماجرا] را بخشوديم؛ و در حقيقت براى او پيش ما تقرّب و فرجامى خوش خواهد بود.
  1. محمدمهدی فولادونداى داوود، ما تو را در زمين خليفه [و جانشين‌] گردانيديم؛ پس ميان مردم به حق داورى كن، و زنهار از هوس پيروى مكن كه تو را از راه خدا به در كند. در حقيقت كسانى كه از راه خدا به در مى‌روند، به [سزاى‌] آنكه روز حساب را فراموش كرده‌اند عذابى سخت خواهند داشت!
  1. محمدمهدی فولادوندو آسمان و زمين و آنچه را كه ميان اين دو است به باطل نيافريديم، اين گمان كسانى است كه كافر شده [و حق‌پوشى كرده‌]اند، پس واى از آتش بر كسانى كه كافر شده‌اند.
  1. محمدمهدی فولادونديا [مگر] كسانى را كه گرويده و كارهاى شايسته كرده‌اند، چون مفسدان در زمين مى‌گردانيم، يا پرهيزگاران را چون پليدكاران قرار مى‌دهيم؟
  1. محمدمهدی فولادوند[اين‌] كتابى مبارك است كه آن را به سوى تو نازل كرده‌ايم تا در [باره‌] آيات آن بينديشند، و خردمندان پند گيرند.
  1. محمدمهدی فولادوندو سليمان را به داوود بخشيديم. چه نيكو بنده‌اى. به راستى او توبه‌كار [و ستايشگر] بود.
  1. محمدمهدی فولادوندهنگامى كه [طرف‌] غروب، اسبهاى اصيل را بر او عرضه كردند،
  1. محمدمهدی فولادوند[سليمان‌] گفت: «واقعاً من دوستى اسبان را بر ياد پروردگارم ترجيح دادم تا [هنگام نماز گذشت و خورشيد] در پس حجاب ظلمت شد.»
  1. محمدمهدی فولادوند[گفت: « اسبها] را نزد من باز آوريد.» پس شروع كرد به دست كشيدن بر ساقها و گردن آنها [و سرانجام وقف كردن آنها در راه خدا].
  1. محمدمهدی فولادوندو قطعاً سليمان را آزموديم و بر تخت او جسدى بيفكنديم؛ پس به توبه باز آمد.
  1. محمدمهدی فولادوندگفت: «پروردگارا، مرا ببخش و مُلكى به من ارزانى دار كه هيچ كس را پس از من سزاوار نباشد، در حقيقت، تويى كه خود بسيار بخشنده‌اى.»
  1. محمدمهدی فولادوندپس باد را در اختيار او قرار داديم كه هر جا تصميم مى‌گرفت، به فرمان او نرم، روان مى‌شد.
  1. محمدمهدی فولادوندو شيطانها را [از] بنّا و غواص،
  1. محمدمهدی فولادوندتا [وحشيان‌] ديگر را كه جفت جفت با زنجيرها به هم بسته بودند [تحت فرمانش درآورديم‌].
  1. محمدمهدی فولادوند[گفتيم:] «اين بخشش ماست، [آن را] بى‌شمار ببخش يا نگاه دار.»
  1. محمدمهدی فولادوندو قطعاً براى او در پيشگاه ما تقرّب و فرجام نيكوست.
  1. محمدمهدی فولادوندو بنده ما ايوب را به ياد آور، آنگاه كه پروردگارش را ندا داد كه: «شيطان مرا به رنج و عذاب مبتلا كرد.»
  1. محمدمهدی فولادوند[به او گفتيم:] «با پاى خود [به زمين‌] بكوب، اينك اين چشمه‌سارى است سرد و آشاميدنى.»
  1. محمدمهدی فولادوندو [مجدداً] كسانش را و نظاير آنها را همراه آنها به او بخشيديم، تا رحمتى از جانب ما و عبرتى براى خردمندان باشد.
  1. محمدمهدی فولادوند[و به او گفتيم:] «يك بسته تركه به دستت برگير و [همسرت را] با آن بزن و سوگند مشكن.» ما او را شكيبا يافتيم. چه نيكوبنده‌اى! به راستى او توبه‌كار بود.
  1. محمدمهدی فولادوندو بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را كه نيرومند و ديده‌ور بودند به يادآور.
  1. محمدمهدی فولادوندما آنان را با موهبت ويژه‌اى -كه يادآورى آن سراى بود- خالص گردانيديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو آنان در پيشگاه ما جداً از برگزيدگان نيكانند.
  1. محمدمهدی فولادوندو اسماعيل و يسع و ذوالكفل را به ياد آور [كه‌] همه از نيكانند.
  1. محمدمهدی فولادونداين يادكردى است، و قطعاً براى پرهيزگاران فرجامى نيك است.
  1. محمدمهدی فولادوندباغهاى هميشگى در حالى كه درهاى [آنها] برايشان گشوده‌است.
  1. محمدمهدی فولادونددر آنجا تكيه مى‌زنند [و] ميوه‌هاى فراوان و نوشيدنى در آنجا طلب مى‌كنند.
  1. محمدمهدی فولادوندو نزدشان [دلبران‌] فروهشته‌نگاه همسال است.
  1. محمدمهدی فولادونداين است آنچه براى روز حساب به شما وعده داده مى‌شد.
  1. محمدمهدی فولادوند[مى‌گويند:] «در حقيقت، اين روزىِ ماست و آن را پايانى نيست.»
  1. محمدمهدی فولادونداين است [حال بهشتيان‌] و [اما] براى طغيانگران واقعاً بد فرجامى است.
  1. محمدمهدی فولادوندبه جهنّم درمى‌آيند، و چه بد آرامگاهى است.
  1. محمدمهدی فولادونداين جوشاب و چركاب است، بايد آن را بچشند.
  1. محمدمهدی فولادوندو از همين گونه، انواع ديگر [عذابها]!
  1. محمدمهدی فولادونداينها گروهى‌اند كه با شما به اجبار [در آتش‌] درمى‌آيند. بدا به حال آنها، زيرا آنان داخل آتش مى‌شوند.
  1. محمدمهدی فولادوند[به رؤساى خود] مى‌گويند: «بلكه بر خود شما خوش مباد! اين [عذاب‌] را شما خود براى ما از پيش فراهم آورديد، و چه بد قرارگاهى است.»
  1. محمدمهدی فولادوندمى‌گويند: «پروردگارا، هر كس اين [عذاب‌] را از پيش براى ما فراهم آورده، عذاب او را در آتش دو چندان كن.»
  1. محمدمهدی فولادوندو مى‌گويند: «ما را چه شده است كه مردانى را كه ما آنان را از [زمره‌] اشرار مى‌شمرديم نمى‌بينيم؟
  1. محمدمهدی فولادوندآيا آنان را [در دنيا] به ريشخند مى‌گرفتيم يا چشمها[ى ما] بر آنها نمى‌افتد؟»
  1. محمدمهدی فولادونداين مجادله اهل آتش قطعاً راست است.
  1. محمدمهدی فولادوندبگو: «من فقط هشداردهنده‌اى هستم، و جز خداى يگانه قهار معبودى ديگر نيست.
  1. محمدمهدی فولادوندپروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است، همان شكست‌ناپذير آمرزنده.
  1. محمدمهدی فولادوندبگو: «اين خبرى بزرگ است،
  1. محمدمهدی فولادوند[كه‌] شما از آن روى برمى‌تابيد.
  1. محمدمهدی فولادوندمرا در باره ملاء اعلى هيچ دانشى نبود آنگاه كه مجادله مى‌كردند.
  1. محمدمهدی فولادوندبه من هيچ [چيز] وحى نمى‌شود، جز اينكه من هشداردهنده‌اى آشكارم.
  1. محمدمهدی فولادوندآنگاه كه پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشرى را از گِل خواهم آفريد.
  1. محمدمهدی فولادوندپس چون او را [كاملاً] درست كردم و از روح خويش در آن دميدم، سجده‌كنان براى او [به خاك‌] بيفتيد.»
  1. محمدمهدی فولادوندپس همه فرشتگان يكسره سجده كردند.
  1. محمدمهدی فولادوندمگر ابليس [كه‌] تكبر نمود و از كافران شد.
  1. محمدمهدی فولادوندفرمود: «اى ابليس، چه چيز تو را مانع شد كه براى چيزى كه به دستان قدرت خويش خلق كردم سجده آورى؟ آيا تكبر نمودى يا از [جمله‌] برترى‌جويانى؟»
  1. محمدمهدی فولادوندگفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفريده‌اى و او را از گِل آفريده‌اى.»
  1. محمدمهدی فولادوندفرمود: «پس، از آن [مقام‌] بيرون شو، كه تو رانده‌اى.
  1. محمدمهدی فولادوندو تا روز جزا لعنت من بر تو باد.»
  1. محمدمهدی فولادوندگفت: «پروردگارا، پس مرا تا روزى كه برانگيخته مى‌شوند مهلت ده.»
  1. محمدمهدی فولادوندفرمود: «در حقيقت، تو از مهلت‌يافتگانى،
  1. محمدمهدی فولادوندتا روز معين معلوم.»
  1. محمدمهدی فولادوند[شيطان‌] گفت: «پس به عزّت تو سوگند كه همگى را جداً از راه به در مى‌برم،
  1. محمدمهدی فولادوندمگر آن بندگان پاكدل تو را.»
  1. محمدمهدی فولادوندفرمود: «حق [از من‌] است و حق را مى‌گويم:
  1. محمدمهدی فولادوندهرآينه جهنّم را از تو و از هر كس از آنان كه تو را پيروى كند، از همگى‌شان، خواهم انباشت.»
  1. محمدمهدی فولادوندبگو: «مزدى بر اين [رسالت‌] از شما طلب نمى‌كنم و من از كسانى نيستم كه چيزى از خود بسازم و به خدا نسبت دهم.
  1. محمدمهدی فولادونداين [قرآن‌] جز پندى براى جهانيان نيست.
  1. محمدمهدی فولادوندو قطعاً پس از چندى خبر آن را خواهيد دانست.»