الدخان

الدخان

سوره 44 · مکی · 59 آیه · ترتیب نزول: 64

خط
ترجمه‌ها

روی یک کلمهٔ عربی بزنید تا خوانش، ساختار و ریشهٔ آن باز شود.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
  1. محمدمهدی فولادوندحاء، ميم.
  1. محمدمهدی فولادوندسوگند به كتاب روشنگر،
  1. محمدمهدی فولادوند[كه‌] ما آن را در شبى فرخنده نازل كرديم، [زيرا] كه ما هشداردهنده بوديم.
  1. محمدمهدی فولادونددر آن [شب‌] هر [گونه‌] كارى [به نحوى‌] استوار فيصله مى‌يابد.
  1. محمدمهدی فولادوند[اين‌] كارى است [كه‌] از جانب ما [صورت مى‌گيرد]. ما فرستنده [پيامبران‌] بوديم.
  1. محمدمهدی فولادوند[و اين‌] رحمتى از پروردگار توست، كه او شنواى داناست.
  1. محمدمهدی فولادوندپروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است، اگر يقين داريد.
  1. محمدمهدی فولادوندخدايى جز او نيست؛ او زندگى مى‌بخشد و مى‌ميراند؛ پروردگار شما و پروردگار پدران شماست.
  1. محمدمهدی فولادوندولى نه، آنها به شك و شبهه خويش سرگرمند.
  1. محمدمهدی فولادوندپس در انتظار روزى باش كه آسمان دودى نمايان برمى‌آورد،
  1. محمدمهدی فولادوندكه مردم را فرو مى‌گيرد؛ اين است عذاب پر درد.
  1. محمدمهدی فولادوند[مى‌گويند:] «پروردگارا، اين عذاب را از ما دفع كن كه ما ايمان داريم.»
  1. محمدمهدی فولادوندآنان را كجا [جاى‌] پند[گرفتن‌] باشد، و حال آنكه به يقين براى آنان پيامبرى روشنگر آمده است.
  1. محمدمهدی فولادوندپس، از او روى برتافتند و گفتند: «تعليم‌يافته‌اى ديوانه است.»
  1. محمدمهدی فولادوندما اين عذاب را اندكى از شما برمى‌داريم [ولى شما] در حقيقت باز از سر مى‌گيريد.
  1. محمدمهدی فولادوندروزى كه دست به حمله مى‌زنيم، همان حمله بزرگ؛ [آنگاه‌] ما انتقام‌كشنده‌ايم.
  1. محمدمهدی فولادوندو به يقين، پيش از آنان قوم فرعون را بيازموديم، و پيامبرى بزرگوار برايشان آمد،
  1. محمدمهدی فولادوندكه [به آنان گفت:] «بندگان خدا را به من بسپاريد، زيرا كه من شما را فرستاده‌اى امينم.
  1. محمدمهدی فولادوندو بر خدا برترى مجوييد كه من براى شما حجتى آشكار آورده‌ام.
  1. محمدمهدی فولادوندو من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مى‌برم از اينكه مرا سنگباران كنيد.
  1. محمدمهدی فولادوندو اگر به من ايمان نمى‌آوريد، پس، از من كناره گيريد.»
  1. محمدمهدی فولادوندپس پروردگار خود را خواند كه: «اينها مردمى گناهكارند.»
  1. محمدمهدی فولادوند[فرمود:] «بندگانم را شبانه ببر، زيرا شما مورد تعقيب واقع خواهيد شد.
  1. محمدمهدی فولادوندو دريا را هنگامى كه آرام است پشت سر بگذار، كه آنان سپاهى غرق‌شدنى‌اند.»
  1. محمدمهدی فولادوند[وه،] چه باغها و چشمه‌سارانى [كه آنها بعد از خود] بر جاى نهادند،
  1. محمدمهدی فولادوندو كشتزارها و جايگاه‌هاى نيكو،
  1. محمدمهدی فولادوندو نعمتى كه از آن برخوردار بودند.
  1. محمدمهدی فولادوند[آرى،] اين چنين [بود] و آنها را به مردمى ديگر ميراث داديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو آسمان و زمين بر آنان زارى نكردند و مهلت نيافتند.
  1. محمدمهدی فولادوندو به راستى، فرزندان اسرائيل را از عذاب خفت‌آور رهانيديم:
  1. محمدمهدی فولادونداز [دست‌] فرعون كه متكبّرى از افراطكاران بود.
  1. محمدمهدی فولادوندو قطعاً آنان را دانسته بر مردم جهان ترجيح داديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو از نشانه‌ها [ى الهى‌] آنچه را كه در آن آزمايشى آشكار بود، بديشان داديم.
  1. محمدمهدی فولادوندهر آينه اين [كافران‌] مى‌گويند:
  1. محمدمهدی فولادوند«جز مرگ نخستين، ديگر [واقعه‌اى‌] نيست و ما زنده‌شدنى نيستيم.
  1. محمدمهدی فولادونداگر راست مى‌گوييد، پس پدران ما را [باز] آوريد.
  1. محمدمهدی فولادوندآيا ايشان بهترند يا قوم «تُبّع» و كسانى كه پيش از آنها بودند؟ آنها را هلاك كرديم، زيرا كه گنهكار بودند.
  1. محمدمهدی فولادوندو آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است به بازى نيافريده‌ايم؛
  1. محمدمهدی فولادوندآنها را جز به حق نيافريده‌ايم، ليكن بيشترشان نمى‌دانند.
  1. محمدمهدی فولادونددر حقيقت، روز «جدا سازى» موعد همه آنهاست.
  1. محمدمهدی فولادوندهمان روزى كه هيچ دوستى از هيچ دوستى نمى‌تواند حمايتى كند، و آنان يارى نمى‌شوند،
  1. محمدمهدی فولادوندمگر كسى را كه خدا رحمت كرده است، زيرا كه اوست همان ارجمند مهربان.
  1. محمدمهدی فولادوندآرى! درخت زقوم،
  1. محمدمهدی فولادوندخوراك گناه پيشه است.
  1. محمدمهدی فولادوندچون مس گداخته در شكمها مى‌گدازد؛
  1. محمدمهدی فولادوندهمانند جوشش آب جوشان.
  1. محمدمهدی فولادونداو را بگيريد و به ميان دوزخش بكشانيد،
  1. محمدمهدی فولادوندآنگاه از عذاب آب جوشان بر سرش فرو ريزيد.
  1. محمدمهدی فولادوندبچش كه تو همان ارجمند بزرگوارى!
  1. محمدمهدی فولادونداين است همان چيزى كه در باره آن ترديد مى‌كرديد.
  1. محمدمهدی فولادوندبه راستى پرهيزگاران در جايگاهى آسوده [اند]،
  1. محمدمهدی فولادونددر بوستانها و كنار چشمه‌سارها.
  1. محمدمهدی فولادوندپرنيان نازك و ديباى ستبر مى‌پوشند [و] برابر هم نشسته‌اند.
  1. محمدمهدی فولادوند[آرى،] چنين [خواهد بود] و آنها را با حوريان درشت‌چشم همسر مى‌گردانيم.
  1. محمدمهدی فولادونددر آنجا هر ميوه‌اى را [كه بخواهند] آسوده خاطر مى‌طلبند.
  1. محمدمهدی فولادونددر آنجا جز مرگ نخستين، مرگ نخواهند چشيد و [خدا] آنها را از عذاب دوزخ نگاه مى‌دارد.
  1. محمدمهدی فولادوند[اين‌] بخششى است از جانب پروردگار تو. اين است همان كاميابى بزرگ.
  1. محمدمهدی فولادونددر حقيقت، [قرآن‌] را بر زبان تو آسان گردانيديم، اميد كه پند پذيرند.
  1. محمدمهدی فولادوندپس مراقب باش، زيرا كه آنان هم مراقبند.