ق

ق

سوره 50 · مکی · 45 آیه · ترتیب نزول: 34

خط
ترجمه‌ها

روی یک کلمهٔ عربی بزنید تا خوانش، ساختار و ریشهٔ آن باز شود.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
  1. محمدمهدی فولادوندقاف، سوگند به قرآن باشكوه،
  1. محمدمهدی فولادوند[كه آنان نگرويدند،] بلكه از اينكه هشداردهنده‌اى از خودشان برايشان آمد، در شگفت شدند و كافران گفتند: «اين [محمّد و حكايت معاد] چيزى عجيب است»
  1. محمدمهدی فولادوند«آيا چون مُرديم و خاك شديم [زنده مى‌شويم‌]؟ اين بازگشتى بعيد است.»
  1. محمدمهدی فولادوندقطعاً دانسته‌ايم كه زمين [چه مقدار] از اجسادشان فرو مى‌كاهد. و پيش ما كتاب ضبطكننده‌اى است.
  1. محمدمهدی فولادوند[نه،] بلكه حقيقت را، وقتى برايشان آمد، دروغ خواندند، و آنها در كارى سردرگم [مانده‌]اند.
  1. محمدمهدی فولادوندمگر به آسمان بالاى سرشان ننگريسته‌اند كه چگونه آن را ساخته و زينتش داده‌ايم و براى آن هيچ گونه شكافتگى نيست.
  1. محمدمهدی فولادوندو زمين را گسترديم و در آن لنگر[آسا كوه‌]ها فرو افكنديم و در آن از هر گونه جفت دل‌انگيز رويانيديم.
  1. محمدمهدی فولادوند[تا] براى هر بنده توبه‌كارى بينش‌افزا و پندآموز باشد.
  1. محمدمهدی فولادوندو از آسمان، آبى پر بركت فرود آورديم، پس بدان [وسيله‌] باغها و دانه‌هاى دروكردنى رويانيديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو درختان تناور خرما كه خوشه‌[هاى‌] روى هم چيده دارند.
  1. محمدمهدی فولادوند[اينها همه‌] براى روزىِ بندگان [من‌] است، و با آن [آب‌] سرزمين مرده‌اى را زنده گردانيديم؛ رستاخيز [نيز] چنين است.
  1. محمدمهدی فولادوندپيش از ايشان قوم نوح و اصحاب رَسّ و ثمود،
  1. محمدمهدی فولادوندو عاد و فرعون و برادران لوط،
  1. محمدمهدی فولادوندو بيشه‌نشينان و قوم تُبّع به تكذيب پرداختند؛ همگى فرستادگان [ما] را به دروغ گرفتند و [در نتيجه‌] تهديد [من‌] واجب آمد.
  1. محمدمهدی فولادوندمگر از آفرينش نخستين [خود] به تنگ آمديم؟ [نه!] بلكه آنها از خلق جديد در شبهه‌اند.
  1. محمدمهدی فولادوندو ما انسان را آفريده‌ايم و مى‌دانيم كه نفس او چه وسوسه‌اى به او مى‌كند، و ما از شاهرگ [او] به او نزديكتريم.
  1. محمدمهدی فولادوندآنگاه كه دو [فرشته‌] دريافت‌كننده از راست و از چپ، مراقب نشسته‌اند.
  1. محمدمهدی فولادوند[آدمى‌] هيچ سخنى را به لفظ درنمى‌آورد مگر اينكه مراقبى آماده نزد او [آن را ضبط مى‌كند].
  1. محمدمهدی فولادوندو سكرات مرگ، به راستى در رسيد؛ اين همان است كه از آن مى‌گريختى؛
  1. محمدمهدی فولادوندو در صور دميده شود؛ اين است روز تهديد [من‌].
  1. محمدمهدی فولادوندو هر كسى مى‌آيد [در حالى كه‌] با او سوق‌دهنده و گواهى‌دهنده‌اى است.
  1. محمدمهدی فولادوند[به او مى‌گويند:] «واقعاً كه از اين [حال‌] سخت در غفلت بودى. و[لى‌] ما پرده‌ات را [از جلوى چشمانت‌] برداشتيم و ديده‌ات امروز تيز است.»
  1. محمدمهدی فولادوندو [فرشته‌] همنشين او مى‌گويد: «اين است آنچه پيش من آماده است [و ثبت كرده‌ام‌].»
  1. محمدمهدی فولادوند[به آن دو فرشته خطاب مى‌شود:] «هر كافر سرسختى را در جهنم فروافكنيد،
  1. محمدمهدی فولادوند[هر] بازدارنده از خيرى، [هر] متجاوز شكاكى
  1. محمدمهدی فولادوندكه با خداوند، خدايى ديگر قرار داد. [اى دو فرشته،] او را در عذاب شديد فرو افكنيد.
  1. محمدمهدی فولادوند[شيطان‌] همدمش مى‌گويد: «پروردگار ما، من او را به عصيان وانداشتم، ليكن [خودش‌] در گمراهى دور و درازى بود.»
  1. محمدمهدی فولادوند[خدا] مى‌فرمايد: «در پيشگاه من با همديگر مستيزيد [كه‌] از پيش به شما هشدار داده بودم.
  1. محمدمهدی فولادوندپيش من حكم دگرگون نمى‌شود، و من [نسبت‌] به بندگانم بيدادگر نيستم.»
  1. محمدمهدی فولادوندآن روز كه [ما] به دوزخ مى‌گوييم: «آيا پر شدى؟» و مى‌گويد: «آيا باز هم هست؟»
  1. محمدمهدی فولادوندو بهشت را براى پرهيزگاران نزديك گردانند، بى‌آنكه دور باشد.
  1. محمدمهدی فولادوند[و به آنان گويند:] اين همان است كه وعده يافته‌ايد [و] براى هر توبه‌كار نگهبان [حدود خدا] خواهد بود:
  1. محمدمهدی فولادوندآنكه در نهان از خداى بخشنده بترسد و با دلى توبه‌كار [باز] آيد.
  1. محمدمهدی فولادوندبه سلامت [و شادكامى‌] در آن درآييد [كه‌] اين روز جاودانگى است.
  1. محمدمهدی فولادوندهر چه بخواهند در آنجا دارند، و پيش ما فزونتر [هم‌] هست.
  1. محمدمهدی فولادوندو چه بسا نسلها كه پيش از ايشان هلاك كرديم كه [بس‌] نيرومندتر از اينان بودند و در شهرها پرسه زده بودند [اما سرانجام‌] مگر گريزگاهى بود؟
  1. محمدمهدی فولادوندقطعاً در اين [عقوبتها] براى هر صاحبدل و حق نيوشى كه خود به گواهى ايستد، عبرتى است.
  1. محمدمهدی فولادوندو در حقيقت، آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش هنگام آفريديم و احساس ماندگى نكرديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو بر آنچه مى‌گويند صبر كن، و پيش از برآمدن آفتاب و پيش از غروب، به ستايش پروردگارت تسبيح گوى.
  1. محمدمهدی فولادوندو پاره‌اى از شب و به دنبال سجود [به صورت تعقيب و نافله‌] او را تسبيح گوى.
  1. محمدمهدی فولادوندو روزى كه منادى از جايى نزديك ندا درمى‌دهد، به گوش باش.
  1. محمدمهدی فولادوندروزى كه فرياد [رستاخيز] را به حق مى‌شنوند، آن [روز] روز بيرون آمدن [از زمين‌] است.
  1. محمدمهدی فولادوندماييم كه خود، زندگى مى‌بخشيم و به مرگ مى‌رسانيم و برگشت به سوى ماست.
  1. محمدمهدی فولادوندروزى كه زمين به سرعت از [اجساد] آنان جدا و شكافته مى‌شود؛ اين حشرى است كه بر ما آسان خواهد بود.
  1. محمدمهدی فولادوندما به آنچه مى‌گويند داناتريم، و تو به زور وادارنده آنان نيستى؛ پس به [وسيله‌] قرآن هر كه را از تهديد [من‌] مى‌ترسد پند ده.