النجم

النجم

سوره 53 · مکی · 62 آیه · ترتیب نزول: 23

خط
ترجمه‌ها

روی یک کلمهٔ عربی بزنید تا خوانش، ساختار و ریشهٔ آن باز شود.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
  1. محمدمهدی فولادوندسوگند به اختر [= قرآن‌] چون فرود مى‌آيد،
  1. محمدمهدی فولادوند[كه‌] يار شما نه گمراه شده و نه در نادانى مانده؛
  1. محمدمهدی فولادوندو از سر هوس سخن نمى‌گويد.
  1. محمدمهدی فولادونداين سخن بجز وحيى كه وحى مى‌شود نيست.
  1. محمدمهدی فولادوندآن را [فرشته‌] شديدالقوى به او فرا آموخت،
  1. محمدمهدی فولادوند[سروش‌] نيرومندى كه [مسلّط] درايستاد.
  1. محمدمهدی فولادونددر حالى كه او در افق اعلى بود؛
  1. محمدمهدی فولادوندسپس نزديك آمد و نزديكتر شد،
  1. محمدمهدی فولادوندتا [فاصله‌اش‌] به قدر [طول‌] دو [انتهاى‌] كمان يا نزديكتر شد؛
  1. محمدمهدی فولادوندآنگاه به بنده‌اش آنچه را بايد وحى كند، وحى فرمود.
  1. محمدمهدی فولادوندآنچه را دل ديد انكار[ش‌] نكرد.
  1. محمدمهدی فولادوندآيا در آنچه ديده است با او جدال مى‌كنيد؟
  1. محمدمهدی فولادوندو قطعاً بار ديگرى هم او را ديده است،
  1. محمدمهدی فولادوندنزديك سدرالمنتهى،
  1. محمدمهدی فولادونددر همان جا كه جنةالمأوى است.
  1. محمدمهدی فولادوندآنگاه كه درخت سدر را آنچه پوشيده بود، پوشيده بود.
  1. محمدمهدی فولادوندديده [اش‌] منحرف نگشت و [از حدّ] در نگذشت.
  1. محمدمهدی فولادوندبه راستى كه [برخى‌] از آيات بزرگ پروردگار خود را بديد.
  1. محمدمهدی فولادوندبه من خبر دهيد از لات و عزّى،
  1. محمدمهدی فولادوندو منات آن سومين ديگر،
  1. محمدمهدی فولادوندآيا [به خيالتان‌] براى شما پسر است و براى او دختر؟
  1. محمدمهدی فولادونددر اين صورت، اين تقسيم نادرستى است.
  1. محمدمهدی فولادوند[اين بتان‌] جز نامهايى بيش نيستند كه شما و پدرانتان نامگذارى كرده‌ايد [و] خدا بر [حقّانيّت‌] آنها هيچ دليلى نفرستاده است. [آنان‌] جز گمان و آنچه را كه دلخواهشان است پيروى نمى‌كنند، با آنكه قطعاً از جانب پروردگارشان هدايت برايشان آمده است.
  1. محمدمهدی فولادوندمگر انسان آنچه را آرزو كند دارد؟
  1. محمدمهدی فولادوندآن سرا و اين سرا از آن خداست.
  1. محمدمهدی فولادوندو بسا فرشتگانى كه در آسمانهايند [و] شفاعتشان به كارى نيايد، مگر پس از آنكه خدا به هر كه خواهد و خشنود باشد اذن دهد.
  1. محمدمهدی فولادونددر حقيقت، كسانى كه آخرت را باور ندارند، فرشتگان را در نامگذارى به صورت مؤنّث نام مى‌نهند.
  1. محمدمهدی فولادوندو ايشان را به اين [كار] معرفتى نيست. جز گمان [خود] را پيروى نمى‌كنند، و در واقع، گمان در [وصول به‌] حقيقت هيچ سودى نمى‌رساند.
  1. محمدمهدی فولادوندپس، از هر كس كه از ياد ما روى برتافته و جز زندگى دنيا را خواستار نبوده است، روى برتاب.
  1. محمدمهدی فولادونداين منتهاى دانش آنان است. پروردگار تو، خود به [حال‌] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر، و او به كسى كه راه يافته [نيز] آگاه‌تر است.
  1. محمدمهدی فولادوندو هر چه در آسمانها و هر چه در زمين است از آن خداست، تا كسانى را كه بد كرده‌اند، به [سزاى‌] آنچه انجام داده‌اند كيفر دهد، و آنان را كه نيكى كرده‌اند، به نيكى پاداش دهد.
  1. محمدمهدی فولادوندآنان كه از گناهان بزرگ و زشتكاريها -جز لغزشهاى كوچك- خوددارى مى‌ورزند، پروردگارت [نسبت به آنها] فراخ‌آمرزش است. وى از آن دم كه شما را از زمين پديد آورد و از همان‌گاه كه در شكمهاى مادرانتان [در زهدان‌] نهفته بوديد به [حال ]شما داناتر است، پس خودتان را پاك مشماريد. او به [حال‌] كسى كه پرهيزگارى نموده داناتر است.
  1. محمدمهدی فولادوندپس آيا آن كسى را كه [از جهاد] روى برتافت ديدى؟
  1. محمدمهدی فولادوندو اندكى بخشيد و [از باقى‌] امتناع ورزيد.
  1. محمدمهدی فولادوندآيا علم غيب پيش اوست و او مى‌بيند؟
  1. محمدمهدی فولادونديا بدانچه در صحيفه‌هاى موسى [آمده‌] خبر نيافته است؟
  1. محمدمهدی فولادوندو [نيز در نوشته‌هاى‌] همان ابراهيمى كه وفا كرد:
  1. محمدمهدی فولادوندكه هيچ بردارنده‌اى بار گناه ديگرى را بر نمى‌دارد.
  1. محمدمهدی فولادوندو اينكه براى انسان جز حاصل تلاش او نيست.
  1. محمدمهدی فولادوندو [نتيجه‌] كوشش او به زودى ديده خواهد شد.
  1. محمدمهدی فولادوندسپس هر چه تمامتر وى را پاداش دهند.
  1. محمدمهدی فولادوندو اينكه پايان [كار] به سوى پروردگار توست.
  1. محمدمهدی فولادوندو هم اوست كه مى‌خنداند و مى‌گرياند.
  1. محمدمهدی فولادوندو هم اوست كه مى‌ميراند و زنده مى‌گرداند.
  1. محمدمهدی فولادوندو هم اوست كه دو نوع مى‌آفريند: نر و ماده،
  1. محمدمهدی فولادونداز نطفه‌اى چون فرو ريخته شود.
  1. محمدمهدی فولادوندو هم پديد آوردن [عالم‌] ديگر بر [عهده‌] اوست.
  1. محمدمهدی فولادوندو هم اوست كه [شما را] بى‌نياز كرد و سرمايه بخشيد.
  1. محمدمهدی فولادوندو هم اوست پروردگار ستاره «شِعرى».
  1. محمدمهدی فولادوندو هم اوست كه عاديان قديم را هلاك كرد.
  1. محمدمهدی فولادوندو ثمود را [نيز هلاك كرد] و [كسى را] باقى نگذاشت.
  1. محمدمهدی فولادوندو پيشتر [از همه آنها] قوم نوح را، زيرا كه آنان ستمگرتر و سركش‌تر بودند.
  1. محمدمهدی فولادوندو شهرها[ى سَدوم و عاموره‌] را فرو افكند.
  1. محمدمهدی فولادوندپوشاند بر آن [دو شهر، از باران گوگردى‌] آنچه را پوشاند.
  1. محمدمهدی فولادوندپس به كدام يك از نعمتهاى پروردگارت ترديد روا مى‌دارى؟
  1. محمدمهدی فولادونداين [پيامبر نيز] بيم‌دهنده‌اى از [جمله‌] بيم‌دهندگان نخستين است.
  1. محمدمهدی فولادوند[وه چه‌] نزديك گشت قيامت.
  1. محمدمهدی فولادوندجز خدا كسى آشكاركننده آن نيست.
  1. محمدمهدی فولادوندآيا از اين سخن عجب داريد؟
  1. محمدمهدی فولادوندو مى‌خنديد و نمى‌گرييد؟
  1. محمدمهدی فولادوندو شما در غفلتيد.
  1. محمدمهدی فولادوندپس خدا را سجده كنيد و بپرستيد.