القمر

القمر

سوره 54 · مکی · 55 آیه · ترتیب نزول: 37

خط
ترجمه‌ها

روی یک کلمهٔ عربی بزنید تا خوانش، ساختار و ریشهٔ آن باز شود.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
  1. محمدمهدی فولادوندنزديك شد قيامت و از هم شكافت ماه.
  1. محمدمهدی فولادوندو هر گاه نشانه‌اى ببينند روى بگردانند و گويند: «سحرى دايم است.»
  1. محمدمهدی فولادوندو به تكذيب دست زدند و هوسهاى خويش را دنبال كردند، و [لى‌] هر كارى را [آخر] قرارى است.
  1. محمدمهدی فولادوندو قطعاً از اخبار، آنچه در آن مايه انزجار [از كفر] است به ايشان رسيد.
  1. محمدمهدی فولادوندحكمت بالغه [حق اين بود]، ولى هشدارها سود نكرد.
  1. محمدمهدی فولادوندپس، از آنان روى برتاب. روزى كه داعى [حق‌] به سوى امرى دهشتناك دعوت مى‌كند،
  1. محمدمهدی فولادونددر حالى كه ديدگان خود را فروهشته‌اند، چون ملخهاى پراكنده از گورها[ى خود] برمى‌آيند.
  1. محمدمهدی فولادوندبه سرعت سوى آن دعوتگر مى‌شتابند. كافران مى‌گويند: «امروز [چه‌] روز دشوارى است.»
  1. محمدمهدی فولادوندپيش از آنان، قوم نوح [نيز] به تكذيب پرداختند و بنده ما را دروغزن خواندند و گفتند: «ديوانه‌اى است.» و [بسى‌] آزار كشيد.
  1. محمدمهدی فولادوندتا پروردگارش را خواند كه: «من مغلوب شدم؛ به داد من برس!»
  1. محمدمهدی فولادوندپس درهاى آسمان را به آبى ريزان گشوديم.
  1. محمدمهدی فولادوندو از زمين چشمه‌ها جوشانيديم تا آب [زمين و آسمان‌] براى امرى كه مقدّر شده بود به هم پيوستند.
  1. محمدمهدی فولادوندو او را بر [كشتى‌] تخته‌دار و ميخ‌آجين سوار كرديم.
  1. محمدمهدی فولادوند[كشتى‌] زير نظر ما روان بود. [اين‌] پاداش كسى بود كه مورد انكار واقع شده بود.
  1. محمدمهدی فولادوندو به راستى آن [سفينه‌] را بر جاى نهاديم [تا] عبرتى [باشد]؛ پس آيا پندگيرنده‌اى هست؟
  1. محمدمهدی فولادوندپس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ى من‌]؟
  1. محمدمهدی فولادوندو قطعاً قرآن را براى پندآموزى آسان كرده‌ايم؛ پس آيا پندگيرنده‌اى هست؟
  1. محمدمهدی فولادوندعاديان به تكذيب پرداختند. پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ى من‌]؟
  1. محمدمهدی فولادوندما بر [سر] آنان در روز شومى، به طور مداوم، تندبادى توفنده فرستاديم،
  1. محمدمهدی فولادوند[كه‌] مردم را از جا مى‌كند؛ گويى تنه‌هاى نخلى بودند كه ريشه‌كن شده بودند.
  1. محمدمهدی فولادوندپس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ى من‌]؟
  1. محمدمهدی فولادوندو قطعاً قرآن را براى پندآموزى آسان كرده‌ايم، پس آيا پندگيرنده‌اى هست؟
  1. محمدمهدی فولادوندقوم ثمود هشداردهندگان را تكذيب كردند.
  1. محمدمهدی فولادوندو گفتند: «آيا تنها بشرى از خودمان را پيروى كنيم؟ در اين صورت، ما واقعاً در گمراهى و جنون خواهيم بود.»
  1. محمدمهدی فولادوند«آيا از ميان ما [وحى‌] بر او القا شده است؟ [نه،] بلكه او دروغگويى گستاخ است.»
  1. محمدمهدی فولادوندبه زودى فردا بدانند دروغگوى گستاخ كيست.
  1. محمدمهدی فولادوندما براى آزمايش آنان [آن‌] ماده‌شتر را فرستاديم و [به صالح گفتيم:]«مراقب آنان باش و شكيبايى كن.
  1. محمدمهدی فولادوندو به آنان خبر ده كه آب ميانشان بخش شده‌است: هر كدام را آب به نوبت خواهد بود.»
  1. محمدمهدی فولادوندپس رفيقشان را صدا كردند و [او] شمشير كشيد و [شتر را] پى كرد.
  1. محمدمهدی فولادوندپس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ى من‌]؟
  1. محمدمهدی فولادوندما بر [سر]شان يك فرياد [مرگبار] فرستاديم و چون گياه خشكيده [كومه‌ها] ريزريز شدند.
  1. محمدمهدی فولادوندو قطعاً قرآن را براى پندآموزى آسان كرديم؛ پس آيا پندگيرنده‌اى هست؟
  1. محمدمهدی فولادوندقوم لوط هشداردهندگان را تكذيب كردند.
  1. محمدمهدی فولادوندما بر [سر] آنان سنگبارانى [انفجارى‌] فروفرستاديم [و] فقط خانواده لوط بودند كه سحرگاهشان رهانيديم.
  1. محمدمهدی فولادوند[و اين‌] رحمتى از جانب ما بود؛ هر كه سپاس دارد، بدين‌سان [او را] پاداش مى‌دهيم.
  1. محمدمهدی فولادوندو [لوط] آنها را از عذاب ما سخت بيم داده بود، و[لى‌] در تهديدها[ى ما] به جدال برخاستند.
  1. محمدمهدی فولادوندو از مهمان‌[هاى‌] او كام دل خواستند، پس فروغ ديدگانشان را سترديم و [گفتيم:] «[مزه‌] عذاب و هشدارهاى مرا بچشيد.»
  1. محمدمهدی فولادوندو به راستى كه سپيده‌دم عذابى پيگير به سر وقت آنان آمد.
  1. محمدمهدی فولادوندپس عذاب و هشدارهاى مرا بچشيد.
  1. محمدمهدی فولادوندو قطعاً قرآن را براى پندآموزى آسان كرديم؛ پس آيا پندگيرنده‌اى هست؟
  1. محمدمهدی فولادوندو در حقيقت هشداردهندگان به جانب فرعونيان آمدند.
  1. محمدمهدی فولادوند[اما آنها] همه معجزات ما را تكذيب كردند، تا چون زبردستى زورمند [گريبان‌] آنان را گرفتيم.
  1. محمدمهدی فولادوندآيا كافران شما، از اينان [كه برشمرديم‌] برترند، يا شما را در نوشته‌ها[ى آسمانى‌] خط امانى است؟
  1. محمدمهدی فولادونديا مى‌گويند: «ما همگى انتقام‌گيرنده [و يار و ياور همديگر]يم!»
  1. محمدمهدی فولادوندزودا كه اين جمع در هم شكسته شود و پشت كنند.
  1. محمدمهدی فولادوندبلكه موعدشان قيامت است و قيامت [بسى‌] سخت‌تر و تلخ‌تر است.
  1. محمدمهدی فولادوندقطعاً بزهكاران در گمراهى و جنونند.
  1. محمدمهدی فولادوندروزى كه در آتش به رو كشيده مى‌شوند [و به آنان گفته مى‌شود:] «لهيب آتش را بچشيد [و احساس كنيد].»
  1. محمدمهدی فولادوندماييم كه هر چيزى را به اندازه آفريده‌ايم.
  1. محمدمهدی فولادوندو فرمان ما جز يك بار نيست [آن هم‌] چون چشم به هم زدنى.
  1. محمدمهدی فولادوندو هم مسلكان شما را سخت به هلاكت رسانديم؛ پس آيا پندگيرنده‌اى هست؟
  1. محمدمهدی فولادوندو هر چه كرده‌اند در كتابها[ى اعمالشان درج‌] است.
  1. محمدمهدی فولادوندو هر خرد و بزرگى [در آن‌] نوشته شده.
  1. محمدمهدی فولادونددر حقيقت، مردم پرهيزگار در ميان باغها و نهرها،
  1. محمدمهدی فولادونددر قرارگاه صدق، نزد پادشاهى توانايند.